| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: شنبه 1 اسفند 1388 - 12:30 عنوان: اخبار , تحلیلها و رویدادها - اسفند |
|
|
دیشب آقای کروبی به دیدار مهندس موسوی رفت و به مدت ۲ ساعت با یکدیگر به گفتگو پرداختند.
به گزارش سحام نیوز آقایان موسوی و کروبی در این دیدار از حضور با صلابت و آرام مردم در راهپیمائی ۲۲ بهمن تشکر کردند و از اینکه جریانی سعی می کند حضور اقشار مختلف جامعه را برای اهداف و اغراض سیاسی خود مصادره کند، انتقاد کردند.
در این دیدار همچنین آنان از جریان افراطی و خشونت طلب که در تهران و غالب مناطق کشور با توسل به خشونت از تجمع و راهپیمائی آرام مردم ممانعت کردند، انتقاد کردند و تصریح کردند که امسال برای اولین بار در طی سی سال گذشته، در روز پیروزی انقلاب که متعلق به تمامی آحاد کشور است، شاهد شرایط کاملا نظامی و وحشت در مناطق مختلف و برخورد با نمادهائی بودیم که بخشی از رنگ پرچم این کشور است و این نشان از ضعف و نگرانی خشونت طالبان از حضور سبز مردم است. کروبی و موسوی بر اجرای تمامی اصول قانون اساسی بویژه اصول مرتبط به حقوق ملت که این روزها یا نقض شده و یا به اصولی متروک در آمده تاکید کردند. آنان حضور با نشاط و آگاهانه مردم در جهت احیای حقوق شان و تلاش در جهت اصلاح انحراف موجود در انقلاب که منافع ملی کشور را بشدت آسیب پذیر کرده را بسیار مهم توصیف کردند.
به گزارش سحام نیوز در پایان این دیدار آقایان موسوی و کروبی تصریح کردند بزودی در این ارتباط با مردم سخن خواهند گفت و آنان را در جریان امور از جمله چگونگی پیگیری و مطالبه مسالمت آمیز حقوق شان در آینده قرار خواهند داد. _________________ پرواز را علامت ممنوع ميزنيد ، با جوجه هاي بنشسته در آشيانه چه ميكنيد؟
 |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
| تشکرها از این تاپیک |
| Ali_B از این تاپیک تشکر میکنم |
|
ROOH
عضو کلوپ


عضو شده در: 16 بهمن 1386
پست: 16
امتياز: 51
|
تاریخ: یکشنبه 2 اسفند 1388 - 19:44 عنوان: |
|
|
 _________________ سرگـــــــــــــــــــــــردان |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
[وضعيت كاربر:آفلاین] |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: پنجشنبه 6 اسفند 1388 - 12:09 عنوان: |
|
|
حمیدرضا جلایی پور:
آرام شدن خیابانها نشانه بهبود اوضاع نیست
خاليبندي تبليغاتي تندروها مبني بر پيروزيفقط به درد روحيه دادن به هوادارانشان ميخورد
دکتر حمیدرضا جلایی پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگویی به تحلیل رفتار حاکمیت و جنبش سبز در قبال یکدیگر پرداخته است.
جلایی پور در این گفتگو که زينب اسماعيلي سيويري، از روزنامه بهار با وی انجام داده، بر قوی بودن ریشه های جنبش سبز و ناتوانی حکومت از ادامه رفتارهای خشونت آمیز در درازمدت سخن می گوید:
*در چند ماه گذشته، شرايط كشور به سمت نوعي خشونت نگرانكننده رفته است به نظر شما علت راديكال شدن فضاي سياسي كشور چيست؟
اولاً آنچه كه در چند ماه گذشته در كشور شاهدش بوديم يك اعتراض مدني بود ولي عدهاي با توسل به امكانات رسمي به صورت خشونتآميز با آن برخورد كردند. ثانياً راديكاليسم با خشونت يكي نيست. راديكاليسم يعني تغييرات بنيادي را پيگري كردن و خشونت يعني وسايل اجبارآميز را به ناحق عليه ديگران به كار بردن. شما اگر راديكاليسم را با خشونت يكي كنيد بعد مجبور ميشويد تمام انسانهاي فرهيختهاي را كه در جريان انقلاب اسلامي مبارزه كردند آنها را طرفدار خشونت بدانيد كه اين ارزيابي غلطي است.
اگر از منظر كشوري، ملي و سياسي به خشونت نگاه كنيم و كمي عميقتر بحث كنيم سوال اينگونه مطرح ميشود كه ما چه كرديم كه ميليونها نفر به اعتراض به خيابان آمدند؟ اين اتفاق را نبايد ساده گرفت. الان خيلي ساده بحث ميكنند، ميگويند: «سه ميليون نفر 25 خرداد آمدند، خب بعد هم توجيه شدند، اول فكر ميكردند در انتخابات تقلب شده، بعد كه متوجه شدند تقلب نشده، به خانههايشان برگشتند، حالا يك مشت آدم خشونتطلب و منافق و سلطنتطلب و اسرائيلي و مزدور آمريكايي هستند و پررويي ميكنند و ول نميكنند!». در صورتيكه سؤال اين است كه آيا واقعاً آن سه ميليون نفر به خانههايشان رفتند؟ يا به آنها مجال اعتراض مدني داده نميشود؟
اين بديهي است كه دولت بايد به اعتراض مردم جواب بدهد. وقتي جواب نميدهد مردم معترضتر ميشوند. و با توجه به شرايط و فرصتها اين اعتراض را اينجا و آنجا، امروز و يا در آينده به نحوي نشان ميدهند.
* علت اين راديكال شدن فضا را چگونه ميتوان بررسي كرد؟
در مورد چرايي اين اتفاق دلايل گوناگوني را ميتوان برشمرد: يكي از دلايل آن اين است كه نظام سياسي طبق قانون اساسي ما بايد برآمده از خواست مردم باشد، همه مردم. همه آدمهايي كه بالغ هستند و ميتوانند راي بدهند و كانديدا شوند. نظام سياسي بايد برآمده از 70 ميليوني باشد كه در جغرافياي ايران كنوني زندگي ميكنند. حالا يك عدهاي پيدا شدهاند كه مدام اين نظام سياسي را كوچك كردهاند. مدام آدمهايي را بيرون ميريزند. اتفاقي كه در انتخابات رياستجمهوري رخ داد، اين است كه: آنها كه بيرون ريخته شدهاند، از باقيماندگان در داخل نظام بيشترند. و اصلاً جامعه سياسي ايران دوتيكه شده است.
اتفاق ديگر اين است كه طردشدگان در قياس با باقيماندگان، برتري كيفي دارند و جمعيتي انتقامگير نيستند. يك جمعيت تحصيلكرده داراي اخلاق مدني هستند كه عزت خودشان و كشور را ميخواهند. واز اداره لافزنانه كشور خسته شدهاند.ميخواهند در سرنوشت كشورشان اثرگذار باشند.
به نظر ميرسد اينها كه بيرون از دايره قدرت رسمي قرار گرفتهاند به اين نتيجه رسيدهاند كه قدرت اجتماعيشان از آنها كه داخل دايره هستند، بيشتر است. ندادن مجوز راهپيمايي هم، اين فرضيه آنها را تقويت ميكند. خوب اگر معترضين به نتايج انتخابات تعداد كمي هستند و پنجاه ميليون نفر نتايج انتخابات را قبول دارند اين ديگر نگراني ندارد؛ به مهندس موسوي مجوز يك سخنراني بدهند تا قلّت جمعيت معترض را ايرانيان و جهانيان ببينند.
حالا من ميگويم قطعاً مجوز نميدهند اما بايد بدانند كه مشكل چيست؟ خودشان براي خودشان موضوع را ماستمالي نكنند. مشكل اين است كه افراطيون در حال تلاش براي استقرار يك ساختار محدودِ اقتدارگرا هستند.
حالا در واكنش به اين سياست تنگنظرانه وايران و اسلامسوز، افراد كيفي جامعه در حال انجام رفتار مدني است.
اين جنبش مدني و اعتراضي در سالهاي اخير در هيچ كجاي دنيا ديده نشده. ايران از اين نظر، بينظير است كه در آن عدهاي از درآمد نفت و ماليات شهروندان استفاده كنند و با مردم برخورد كنند ولي مردم باز رفتار مدني نشان دهند.
غيرطبيعي است كه يك ملت تحصيلكرده توانا كه 30 سال پيش بزرگترين انقلاب در كشورهاي منطقه را تجربه كرده و ميخواسته ساختار سياسي دربرگيرندهاي بسازد، حالا از طرف تندروهاي لافزن، تحت فشار است تا به سمت نظامي محدود هدايت شود و پاسخ معترضان هم از جانب آنها بگير و ببند و متهم شدن به وابستگي به بيگانگان است. خب معلوم است كه با اين وضع فضا بحراني ميشود.
با اين همه به نظر من مردم تهران و آنها كه معترض بودند، مدنيترين رفتار را از خودشان نشان دادند.
زيرا دولت به عنوان وسيعترين و موثرترين نهاد سازمان يافته جامعه ماست. اين نهاد در ايران از لحاظ حجم، تعداد و منابع و قلمروهاي دخالت در تمام دنيا بينظير است، چون بر حوزههاي دين، اقتصاد، بوروكراسي، فرهنگ و ... تسلط دارد. در جامعه ما سپهري نيست كه زير تسلط دولت نباشد. نهادي با چنين اهميت و تاثير چگونه اداره ميشود؟ يكي از روشهاي فعلي تندروها اين است كه تنها همان هويتي كه خودشان معرفي ميكنند، بايد مورد توجه مردم قرار گيرد. اينها معتقد به تكثر هويت نيستند. معتقد به القا هويتي كه خودشان تشخيص دادهاند، هستند. در چنين وضعيتي فضا نميتواند منعطف باشد، بلكه فضا همين ميشود كه ميبينيد. به لحاظ هويتي، تك پايهاي پيش ميروند. به عنوان مثال جوانان تهران، خود را ايراني ميدانند، خود را مسلمان و شيعه هم ميدانند. خود را عضو جامعه ايراني و جهاني هم ميدانند. در عين حال برخي خودشان را متخصص يك حرفه يا فني ميدانند. بعضيها خود را محقق ميدانند. برخي هم خود را يك كاسب شريف ميدانند. آدمهايي كه الان در تهران زندگي ميكنند هويتيابيهاي خيلي متكثري دارند و با اين هويتها در حال زندگي هستند. وقتي تندروها هويت القايي خود را وحي منزل تلقي ميكنند طبيعي است كه افراد نسبت به آن واكنش نشان دهند.
*افق اين اتفاقات چيست؟ فضا در چند ماه گذشته مدام راديكالتر شده است، آيا قرار است اينگونه ادامه يابد؟
در مورد افق اين ماجرا هم نبايد سطحي برخورد كرد. يك عده فكر ميكنند بالاخره معترضان حرف خودشان را به كرسي مينشانند. مخالفان تندرو كه در قدرتند هم ميگويند جمعش كرديم. اصلاً اينطور نيست. كسي نميتواند ادعا كند كه حتماً افق اينگونه خواهد بود- چون افق توسط برآيند نيروهاي اصلي جامعه سياسي و شرايط جامعه ايران تعيين ميشود. الان حداقل سه نيرو در جامعه سياسي است. اولين نيرو همين تندروهايي هستند كه دنبال ايجاد يك نظام يكپارچه هستند. يعني يك دولت مقتدر چندنفره و يك جامعه مدني سازماندهي شده به وسيله نهادهاي امنيتي و با مردمي مطيع، كه اين نيرو روي بيست درصد جمعيت نفوذ دارد. دو نيروي ديگر هستند كه از سوی جنبش اجتماعي مردم ايران هم حمایت ميشوند. يكي همين نيروهاي اصلاحطلب به رهبري موسوي، كروبي و خاتمي هستند كه من به آنها سبزهاي مدني ميگويم. نيرويي كه مطالباتش را از طريق سازوكارهاي موجود در قانون اساسي پيگيري ميكند. اين نيرو برخلاف نيروي اول كه قدرت سياسي رسمي را در دست دارد، قدرت اجتماعي دارد و روي چهل درصد جمعيت نفوذ دارد. يك نيروي ديگر هم هست كه روي بيست درصد جمعيت نفوذ دارد كه آنها دنبال تغييرات جديتر هستند و معتقدند با ساختار موجود قانون اساسي نميتوان معضلات جامعه را حل كرد كه من به آنها سبزهاي انقلابي ميگويم. آينده جامعه سياسي باب ميل هيچكدام از اين سه نيرو پيش نميرود بلكه برآيندي از اين سه نيرو در ربط با شرايط جامعه است كه اتفاق ميافتد و پيشبيني قطعي آن كار سادهاي نيست. به عبارت دیگر، فقط نیتهای آگاهانه این سه نیرو آینده را رقم نمیزند. نتیجه ناخواسته عمل این سه نیرو و شرایط جامعه جهت بردار تحولات سیاسی را روشن میکند.
پس ازانتخابات اتفاقی كه رخ داده اين است كه آن بخش مخذوف و بيرون رانده شده جامعه قدرت خود را در برابر انحصارطلبي تندروها ديده است يعني همان ظهور جنبش سبز. بعيد ميدانم پتانسيلهاي اين جنبش مدني و حقوق شهروندي به راحتي محو شود. مفيدترين كاري كه ميتوان كرد، جواب دادن به خواستهاي آنهاست. اگر همان پنج خواسته مهندس موسوي اجرا شود، پتانسيل اين جنبش تخليه ميشود. ولي بعيد است كه اين كار انجام گيرد. زيرا تندروها فعلاً در حالت مستي ناشي از دوپينگ به سر ميبرند. دوپينگ با نمايش پليس در خيابانها، با تبليغات تلويزيوني.
لذا اكنون سوال اين است كه اگر تندروها به گشايش سياسي و بازگشت اصلاحات تن ندهند چه اتفاقي ميافتد. من حدس ميزنم كه در كوتاه مدت مهمترين اتفاق همين است كه افتاده است: بدين معنا كه طيف تندروها به جاي اداره و توسعه كشور دائم مجبورند دست به تهديد و برخورد و كنترل بزند، هرچه اين روند افزايش و ادامه پيدا كند، شرايط بدتر و بدتر ميشود. حتي اگر خيابانها هم آرام باشد. علامت خوب شدن شرايط اين است كه حكومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدينش نترسد. تا وقتي كه ميترسد يعني ريشههاي تب در جامعه وجود دارد و خاليبندي تبليغاتي آنها مبني بر پيروزيشان فقط به درد روحيه دادن به هوادارانشان ميخورد و كشور را از حالت كنترل به حالت مديريت و اداره برنميگرداند.
ممكن است در كوتاهمدت، تندروها در مقاطعي احساس كنند كه اوضاع آرام شده است ولي اين مطالبات پايان نميگيرد اين آدمها توي جامعه هستند. نميتوان كه آنها را توي دريا ريخت. توي ايران و خانههايشان هستند. تلويزيون ميبينند، پشت كامپيوتر مينشينند. در محل كار و محافل و مهمانيهايشان با هم حرف ميزنند. جايي نرفتهاند. همينجا هستند و هر چه هم كتك بخورند و دستگير شوند، بحران ريشهايتر ميشود. تاثير خشونتها اين است كه نمايش خياباني اين اعتراضات مدني كم ميشود، ولي حذف نميشود. پيشبيني من اين است كه حتي اگر اين موج خياباني كنترل شود، موجهاي بعدي غيرقابل پيشبينيتر و شايد مهيبتر باشد.
ده سال پيش، تندروها، فكر كردند، يكسري دانشجو را كتك زدهاند و به خوابگاه حمله كردند و 23 تير مردم هم آمدند و بعد تمام شد. به اصطلاح سال 78 تا 80، اصلاحات را سركوب كردند. اما كسي فكر نميكرد كه سال 88، سه ميليون نفر در تهران به خيابان بيايد. به عبارت ديگر مساله آن سالها حل نشده بود. تندروها خيلي هنر كنند فقط در كوتاهمدت ميتوانند كشور را كنترل كنند ولي اينجوري كشور اداره نميشود. ببينيد براي جشن و راهپيمايي 22بهمن امسال مجبور ميشوند صدها هزار نيروي امنيتي را در سراسر كشور بسيج كنند. اين حاكميت بر قلبها نيست. اين كنترل بدنهاست.
*اما برخي اصولگرايان معتقدند اگر 18 تير به خوبي سركوب ميشد، اين اتفاقات رخ نميداد.
اشتباه همين جاست. هر چه بيشتر سركوب صورت گيرد، بحران بيشتري درست ميشود. اين بحران ممكن است امروز خودش را نشان ندهد اما در جامعه هست و در فرصتي خودش را نشان ميدهد. اين دفعه خودش را در انتخابات و در رفتار مدني مردم نشان داد. دفعه ديگر معلوم نيست كجا.
اگر در انتخابات اعتراض مردم به رسميت شناخته ميشد و به احترام حداقل 14 ميليون نفري كه به طور رسمي اعلام كردند به مهندس موسوي راي دادهاند، اجازه ميدادند صندوقها دوباره شمرده شود، ما كه از افغانستان كمتر نبوديم.اعلام نتيجه انتخابات افغانستان دوماه طول كشيد. گروههاي بيطرف وارسي و داوري ميكردند، بخشي از مردم توجيه ميشدند. اين كار انجام نشد و سطح انتقادات را از دولت به انتقاد از نظام افزايش دادند.
به نظر من اگر همين بيتدبيري ادامه پيدا كند بحراني كه ميتواند سادهتر حل شود به بحراني لاينحل تبديل ميشود. يعني گرهاي كه با دست باز ميشود بعداً با دندان هم باز نميشود.
*طيف ميانهرو اصولگرايان تلاش ميكند جامعه را به سمت تعادل هدايت كند. آيا نمودهايش در سطح جامعه هم ديده ميشود؟
متاسفانه نه؛ فرصتسوزي زيادي شد. از بعد حوادث عاشورا به جاي اينكه دست به كارخانه ملحدسازي و منافقسازي بزنند، حداقل بايد خواستهاي قانوني و منطقي معترضان را جدي ميگرفتند. به جاي اين كار سياست تهديد و رعب از طريق بگير و ببند را ادامه دادند.
عدم تحمل جريانات سياسي و حرفها هم يكي از اينهاست. مثلاً مناظرههاي نيمبند ماه پيش بعد از مناظره آقاي اطاعت تعطيل شد و ديگر تحمل نكردند. بزرگترين عاملي كه باعث شده مردم پيگير اخبار رسانههاي خارجي باشند سياستهاي صداوسيما است. نظرسنجيها روندهای خيلي بدي را نشان ميدهد. حداقل در تهران دوسوم علاقمندان به اخبار از طريق صداوسيما اخبار را نميشنوند.
هر جنبشي اجزاي متكثري دارد، يك تركيب يك دست ندارد ولي فعلاً تندروها بايد خدا را شكر كنند وجه غالب جنبش سبز، يك وجه اصلاحي و به دنبال احقاق حقوق شهروندي است. جنبش سبز، يك جنبش مدني است، يك جنبش راديكال انقلابي نيست. معتقدم كه از جنبش مارتين لوتركينگ هم مدنيتر است.از جنبش ماندلا در آفريقاي جنوبي هم مدنيتر است. تا به حال اين جنبش مدني بوده، حرفش را هم به صورت مدني زده و دو وجهه هم دارد. بعضي فكر ميكنند كه وجه غالب اين جنبش، وجه خياباني است، اما اين جنبش، وجه اخلاقي، فكري و ارزشي مهمي دارد، آنگونه كه هرجا اين آدمها هستند، اين جنبش هم هست. در محافل، خانهها، اتوبوس، تاكسي، با اين جنبه اعتراضها نميتوان كاري كرد، مهمترين وجه اين اعتراضها هم همين است. با استقرار نيروي پليس ميتوان با تجمعهاي خياباني برخورد كرد. اما وجه فرهنگي اعتراضها مهم است كه نميتوان با آن برخورد كرد. برخورد با آن بايد اخلاقي و فرهنگي باشد نه از موضع قدرت و زور. با بسيج دهها هزار نيرو، روز افتخارآميز 22بهمن را برگزار كردن كه افتخار ندارد.
من قبول ندارم كه ميگويند 3 ميليوني كه روز 25 خرداد به تظاهرات آمدند، بالاي شهرنشين بودند، مگر كل مناطق بالاي شهر چقدر جمعيت دارد؟ قشر متوسط همين شهر از جاهاي مختلف به تظاهرات آمده بودند. تازه كدام علائم نشان داده يا تحقيقاتي نشان داده كه طبقات ضغيف و فرودست طرفدار تندروها هستند.
* دقت در برخي موضعگيريهاي فعالان سياسي اصولگرا نشان ميدهد كه آنها از موضعهاي مختلفي سخن ميگويند. برخي ميخواهند هاشمي را حذف كنند، برخي از سران فتنه حرف ميزنند و برخي هم كمي متعادلتر رفتار ميكنند. علت اين تفاوت ديدگاهها چيست؟
يكي از ويژگيهاي جبهه مخالفان اصلاحطلب اين است كه تشتت دارند ولي در عين حال پروژههاي گنده ميخواهند اجرا كنند. مثلا ميخواهند همه اصلاحطلبان را محو كنند، يك جنبش فراگير ملي را به چند اغتشاشگر تقليل دهند و يك نظام يكپارچه اقتدارگرا را كه در قوطي هيچ عطاري پيدا نميشود، ايجاد كنند.
آنها يك دست نيستند. ناهماهنگي جبهه مخالفان اصلاحات را حداقل ميتوان در دو گروه ديد. يك گروه كوچك كه هر روز آب ميروند و كوچكتر ميشوند، تندروها هستند. در چند ماه اخير در حال كم شدن هستند. همه سروصداها مال اين گروه است اما چون از شش تا كانال حرفشان پخش ميشود، بعضي فكر ميكنند زياد هستند. ولي طيف وسيعي هم بين اصولگرايان هستند كه تندرويها را قبول ندارند. بالاخره آنها تجربه انقلاب را به ياد دارند. بعد از انقلاب، وقتي دولت پهلوي منحل شد و هنوز دولت جمهورياسلامي تشكيل نشده بود، وقتيكه مملكت در جنگ بود، مناطق قومي پر از التهاب بود، ارتش مشكل داشت، سپاه و بسيج هنوز تشكيل نشده بود، با اين وجود امام(ره) همه مردم را با يك گروه اداره نميكرد. بعد از 30 سال كه همه مردم با سواد شدهاند شهرها از 200 تا به دوهزار افزايش يافته، دنيا جهاني شده و همه چشموگوشها باز شده ميخواهند با يك گروه، آن هم با چند نفر لافزن مملكت را اداره كنند. خيلي از اصولگراها هم ميدانند كه اين روش اداره درست مملكت نيست. اقتصاد و فرهنگي و دانشگاه و روابط بينالمللي ایران در حال ركود است. حتي جشن مردمي 22 بهمن هم بايد با حضور دهها نيرو برگزار شود! آدمهاي عاقل اصولگرا و غير لاف زن هم ميفهند وضع از چه قرار است.
*فضاي رواني جامعه هم فضاي مناسبي نيست.
الآن يك فضاي بياعتمادي بين دولت و اقشار فرهيخته جامعه است. مثلاً طرح هدفمند كردن يارانهها بسیار اساسي است ولي اولين شرط اجراي آن اعتماد مردم به دولت است كه الآن ضعيف است.
*سال 84، گروهي از جامعهشناسان در مورد انتخابات بيانيهاي دادند كه شما هم آن بيانيه را امضا كرده بوديد و نامزد منتخب خود را در آن بيانيه معرفي كرده بودند، آيا اتفاقات هشت ماه گذشته نيز براي جامعهشناسان قابل پيشبيني بود؟
همه اتفاقاتي كه در اين دوره رخ داده، پيشبيني شده بود،اما هيچكس پيشبيني نميكرد كه اتفاقات به اين شدت رخ دهد. در بيانيه سال 84 گفته شده بود اينها به فقرا كمك نميكنند بلكه اينها فقط اقتدارگرايان فقيرنوازند. دوره آقاي خاتمي كه شعار توسعه سياسي مطرح بود، وضع اقتصادي مردم بهتر بود چون توسعه سياسي با توسعه اقتصادي ربط وثيق دارند.
اما اكنون هم توسعه فرهنگي هم توسعه سياسي و هم حتي توسعه اقتصادي درجا ميزند. يعني فقيرها، افسردهها، حاشيهنشينها مدام بيشتر ميشوند. به عبارت ديگر به جاي جلورفتن جامعه ايران درجا ميزند و در پارهای حوزهها حتی عقب میرود.
* حركتي كه مردم بعد از انتخابات انجام دادند و واكنش تندروهاي رقيب به اين حركت هم براي جامعهشناسان قابل پيشبيني بود؟
پيشبيني همه اين بود كه يك اعتراض به جامعه تحميل ميشود، اما كسي پيشبيني نميكرد كه اين اعتراض اينقدر وسيع و مدني باشد. هشت ماه است كه توسط معدودي تندرو به ميليونها نفر از مردم اهانت ميشود و گفته ميشود اغتشاشگر هستيد. سياستمداران محبوب آنها به ناروا وابسته به خارج و فرمانبگير از آمريكا، اسرائيل و ... و سران فتنه معرفي ميشوند.
جامعهشناسان اين بيحياييهاي سياسي را پيشبيني نكرده بودند.
* يكي از تحليلهاي مطرح شده در اين مدت، پيشروتر بودن مردم از تحليلگران و فعالان سياسي است، به نظر شما اين تحليل قابل پذيرفتن است؟
در جامعهشناسي متعارف جامعه را به نخبگان و توده تقسيم ميكردند. اكنون اغلب مردم مثلاً در تهران به نوعي نخبهاند و در بخشهایي غيرمتخصص هستند. لذا تقسيم جامعه به نخبه و توده خيلي معنا ندارد. در جامعه فعلي ما فرديت خيلي مهم شده، افراد هم فقط يك فرد نيستند، آنقدر پيچيده و ماهر شدهاند كه هر كدام مثل يك نهاد هستند. ميتوان گفت «فرديت نهادينه شده» در جامعه زياد شده است. لذا يكي از دلايلي كه نميتوان اين اعتراضها را مهار كرد، به اين خاطر است كه اغلب افراد معترض، معمولي نيستند. افرادي آگاه و مرتبط با جامعه هستند. مهار اين جنبش مشكل است اما براي آرام كردن آن بايد پاسخ مناسب به آن داد. كف مطالبات آن هم اجراي پنج خواسته مهندس موسوي است.
معترضان، بيگدار به آب نميزنند. افراد معترض نميخواهند با توسل به خشونت، بهانه به رقيب بدهند و خودشان را به كشتن بدهند، بلكه ميخواهند به تدريج از تعداد اقتدارگراها و تندروها كم شود، آنها به دنبال يك تحول فكري و اخلاقي در جامعه هستند، آنها به دنبال احترام به تكثر سياسي در حوزه جامعه سياسي هستند. هم اصولگراها و هم اصلاحطلبان و هم ديگر گروههاي حذف شده بايد در حوزه رسمي سياست حضور داشته باشند. اعتراض سبزها براي ارتقا يك زندگي بهتر و با عزت بيشتر براي همه مردم است. سطح بحثهايي كه الان در حال طرح است تا شهرستانها، روستاها و همه خانهها ميرود. آن وقت اگر وضع جامعه اصلاح نشود، دردِ تندروها ديگر بيدرمان ميشود و متأسفانه جامعه مستعد مطالبات ساختاري و انقلابي ميشود.
*ارزيابي شما از نقش كنوني و آتي موسوي و كروبي در تحولات سياسي ايران چيست؟
آقاي موسوي و كروبي و خاتمي و هاشمي و ديگران اينها فقط يك فرد نيستند، اينها در شرايط فعلي فشرده خواستههاي اقشار تأثير گذار جامعه هستند. اگر مديران كشور بخواهند كشور را از وضعيت «كنترلي» فعلي به وضعيت «ادارهاي» و وضعيت «توسعهاي» ببرند مهمترين نعمتي كه در اختيار دارند همين شخصيتها هستند. چون اين افراد مورد اعتماد اقشار تأثيرگذار جامعه هستند. با افرادي كه دم از كشتن و گرفتن ميزنند كه كشور را نميتوان اداره كرد. متأسفانه تندروها كشور را وارد وضعيت حاد فرسايشي كردهاند. همه بايد براي آينده كشور دعا كنيم |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: پنجشنبه 6 اسفند 1388 - 12:16 عنوان: |
|
|
فیلم حمله نیروهای یگان ویژه، لباس شخصی ها و نیروهای بسیج به کوی دانشگاه تهران که در شب 25 خرداد، صورت گرفت، پس از 8 ماه منتشر شد.
در قسمتی از این فیلم، تصویربردار از سازماندهی نیروها و صدور دستور حمله به کوی دانشگاه توسط سردار عزیزالله رجب زاده، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ خبر می دهد.
این درحالی است که رجب زاده در مراسم تودیع خود که ابتدای هفته برگزار شد، مدعی شده بود که افتخار او اینست که در زمان مسئولیتش نیروی انتظامی نه کشت و نه کشته داد!
وی تاکید کرده بود که در حوادث پس از انتخابات کنترل تهران به سپاه سپرده شده بود. فیلم منتشر شده از سوی تلویزیون بی بی سی فارسی اما دروغ بودن ادعای سردار رجب زاده را اثبات می کند.
دانشجویان معترض به نتیجه انتخابات در ساعت 9 شب 24خرداد ماه تجمع خود را در داخل کوی دانشگاه تهران آغاز کردند.
ساعاتی بعد محوطه اطراف کوی به محاصره گارد ویژه درآمد. درگیری ها در پشت میله های کوی و قبل از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه آغاز شده است.
دانشجویان از بالای پشت بام سنگ پرتاب می کنند و گارد ویژه هم از پایین شروع به پرتاب سنگ و شلیک گاز اشک آور می کند.
براساس قانون نیروهای نظامی جز با دستور رییس دانشگاه تهران اجازه ورود به دانشگاه و کوی را ندارند، اما نیروهای ضدشورش پس از ورود به کوی دانشگاه، دانشجویان را در محوطه بیرونی کتابخانه کوی بر روی هم تلنبار کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.
در این فیلم خشونت اعمال شده از سوی نیروهای گارد ویژه تا آنجا است که حتی بسیجی های مهاجم را نیز به اعتراض وا داشته است. آنها با اصرار از نیروهای یگان ویژه می خواهند که ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان را متوقف کنند.
از ویژگی های این فیلم که در اختیار بی بی سی قرار گرفته است، تصویربرداری آن از سوی یکی از نیروهای حمله کننده به کوی است. این درحالی است که تاکنون تمامی فیلم های منتشر شده از حوادث پس از انتخابات با دوربین های موبایل و به صورت غیرحرفه ای گرفته شده است.
گاز اشک آور، استفاده از گلوله های ساچمه ای، ضرب و شتم دانشجویان و تخریب اموال آنها فاجعه ای را به بار آورد که مجلس مجبور به دخالت شد و کمیته ای را برای بررسی این حوادث در نظر گرفت و قرار شد احمدی مقدم در مجلس حضور یابد.
با گذشت هشت ماه از این رویداد تلخ که منجر به شهادت ۵ نفر از دانشجویان شد هنوز هیچ محکمه ای برای عاملان آن برگزارنشده است.
برای دیدن فیلم میتوانید بر لینک های زیر کلیک کنید:
http://www.youtube.com/watch?v=akyOy1nmDxk |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: پنجشنبه 6 اسفند 1388 - 12:23 عنوان: |
|
|
خط تنش آفرینی را یک باند کوچک خشونت طلب در قلب اقتدارگراها دنبال می کند
جنبش راه سبز (جرس): سید مصطفی تاجزاده روز سه شنبه در ملاقات با خانواده خود با اظهار تأسف از بداخلاقی های جسورانه امروز کیهان گفت: اقدام غیراخلاقی امروز روزنامه کیهان در توهین و تخریب آقایان خاتمی، موسوی و کروبی آن هم درباره تظاهراتی که همه آن را سمبل وحدت ملی می خواندند، بار دیگر نشان داد که خط تنش آفرینی را نه اصلاح طلبان بلکه یک باند کوچک خشونت طلب در قلب اقتدارگراها دنبال می کند.
تاجزاده در این ملاقات افزود: بارها گفته ام که «مصونیت آهنین» به هر کس داده شود، به فساد و انحراف کشانده می شود. عمل قانون شکنانه و غیرانسانی آقای شریعتمداری در حالی انجام می شود که در تاریخ سی و یک ساله جمهوری اسلامی در هیچ زمانی روزنامه های مستقل و منتقد به اندازه شرایط کنونی تحت فشار سانسور نبوده اند. همین روش هاست که بازار شایعات و رسانه های خارجی را گرم می کند. امیدوارم همه کسانی که دل در رو دین، امنیت، اخلاق و پیشرفت کشور دارند، این اقدام را محکوم کنند تا معلوم شود اکثریت قاطع ملت ایران با این روش های ماکیاولیستی و غیراخلاقی مخالفند.
به ګزارش نوروز وی همچنین از نامه هشدار دهنده سید حسن خمینی نوه گرامی امام و تولیت آستان آن بزرگوار به سهم خود بابت نامه هشدار دهنده اش به ضرغامی تشکر کردو گفت پس از انتشار این نامه تاریخی رفتار صدا و سیما درباره سوء استفاده از نام و فرمایشات امام(ره) تعدیل شده است. تاجزاده مصاحبه دکتر محمد مطهری را نیز قابل تقدیر داشت و گفت نکات به حق و قابل تأملی در مصاحبه ایشان وجود دارد که باید مورد توجه دلسوزان نظام و کشور قرار بگیرد.
فخرالسادات محتشمی پور با اعلام خبرگذشت بیش از هشت ماه از بازداشت غیرقانونی همسرش، سکوت مراجع قضایی منصف و خداشناس و بویژه حقوق دانان مستقل را در برابر اقدامات غیرقانونی از جمله به درازا کشیدن بازداشت موقت و تغییر مفاهیم حقوقی، موجب تأسف دانست و هرگونه توجیهی را برای ادامه بازداشت این عزیزان صادق و خدوم که تنها جرمشان منتقد مشفق بودن است، غیرقابل پذیرش دانست.
محتشمی پور طلیعه ربیع، ماه رحمت و برکت و گشایش را برای همه هم وطنان بویژه خانواده های زندانیان سیاسی مبارک دانست و گفت: امیدواریم حرمت شکنی ها و بی ادبی هایی که نسبت به بزرگان نظام و یاران و فرزندان امام راحل و شهروندان عزیز در روز 22 بهمن توسط خشونت طلبان افراط گرا اعمال شد، در هفته وحدت شاهد جبران آن باشیم و به میمنت ولادت مسعود رحمة للعالمین همه زندانیان سیاسی خصوصا جوانان، دانشجویان، روزنامه نگاران، زنان و فعالان سیاسی و مدنی به آغوش خانواده های خود بازگردند و قرزندان خردسال و مادران و پدران سالخورده بیش از این در کشور امام زمان ستم و درد و عذاب را متحمل نشوند.
گفتنی است رئیس ستاد انتخابات دوره اصلاحات در هر دو جلسه دادگاه خود که در شعبه 15 دادگاه انقلاب تشکیل شد، دفاع از خود را به پس از تشکیل دادگاه آقای جنتی که از نظر ایشان بزرگترین بدعت را در تاریخ انتخابات پس از رحلت امام گذاشته است، نمود و هنوز همراه با تعدادی از دوستان اصلاح طلب خود بازداشت بیش از هشت ماهش را در سلولی در زندان اوین می گذراند. |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: پنجشنبه 6 اسفند 1388 - 12:40 عنوان: |
|
|
کسانیکه از امام(س)ضربه خوردند، بپاخواسته اند تا امام زدائی نمایند
کلمه: در پی نامه گلایه آمیز یادگار امام به پخش گزینشی اندیشه های امام خمینی(س) در صدا و سیما از یکسو موجی از دل نگرانی و تالم را در میان دلسوران نظام و انقلاب ایجاد کرد و از سوی دیگر موج گسترده هتک حرمت ها علیه بیت امام و یاران رهبر کبیر انقلاب اسلامی آغاز شد.
سایت جماران از آیت الله جلال الدین طاهری اصفهانی نماینده امام خمینی در اصفهان از آنچه این روزها بر بیت امام می رود، پرسیده است.
نماینده امام در اصفهان با تشریح زندگی مبارزاتی امام خمینی گفت: بر کسی پوشیده نیست که حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (قدس سره) تاثیرات فراوان و بنیادی را در سراسر شرق و غرب داشت. و تحولی بزرگ ایجاد کرد. امام تمامی حرکاتش و برنامه هایش بر اساس مکتب قرآن، اسلام و ارزشها بود با ایمان راسخ و اهداف والا و مقدس وقاطعیت کامل و ایمان به مردم و ملت بعنوان رهبری آگاه و خبره وبصیر و حکیم دعوت به قیام لله و فی الله نمود و مقابله با ظلم و ستم پرداخت وبرای مبارزه با نظام استبدادی و سراسر خشونت سلطنتی به پاخواست.
امام جمعه اسبق اصفهان با بیان اینکه پیامبرگونه به رهبری امت پرداخت، ادامه می دهد: امروز باید برای شناخت امام و معرفت به او و ابعاد مختلف برای نسل دوم و سوم انقلاب از زبان یاران واقعی آن حضرت بویژه کسانیکه همواره ملتزم رکاب و همراه و یار امام و خط فکر آن مرحوم بودند امام را تعریف کرد.
وی تاکید کرد: این حقیقت را باید دانست که از طریق صداوسیما و بخشنامه واطلاعیه نمی توان آنگونه که شان و حق امام است آن بزرگوار را درست شناساند.ای چه بسا کسانیکه از حضرت امام(س)ضربه و سیلی خوردند مخصوصا آنانکه در چهره تحجر و تقدس بودند و هیچگاه دل خوشی از آن مرحوم نداشتند و اغراض گوناگونی دارند و به تمام معنا بپاخواسته تا اینکه امام زدائی نمایند و چهره مقدس او را مخدوش و یاران واقعی اش به کلی مطرود و از صحنه بیرون و آنچه را که خواستند بخاطر شهرت و قدرت بر سر انقلاب و امام و فرزندان و یاران او بیاورند.
آیت الله طاهری اصفهانی به اعتراض یادگار امام به برنامه شاخص اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: نامه دلسوزانه اخیر یادگار امام جناب حجت الاسلام و السملمین حاج سید حسن خمینی دام عزه به رئیس سازمان صدا و سیما حاکی از این مطلب است و برنامه ای که تحت عنوان « شاخص » در صدا و سیما پخش شد و شاید هم ادامه داشته باشد از این مقوله خارج نیست.
امام چمعه پیشین اصفهان ادامه داد: آن چهره مقدس و پاک و رئوف و مهربان که حتی برای بچه های محروم آمریکای لاتین و افریقای محروم شناخته شده است و به عنوان امام و مقتدی مطرح می کنند، برخلاف انتظار به گونه ای دیگر مطرح می شود. وی در پایان تاکید می کند: همانطور که یادگار امام (ره)فرموده باید برای شناخت امام از یاران نزدیک آن حضرت دعوت بعمل آید تاهم شان و نزول سخنان واقعی امام را بیان نمایند و هم ناگفته های زندگی امام را بیان کنند.
***
متن کامل پاسخ آیت الله سیدجلال الدین طاهری اصفهانی به پرسش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بر کسی پوشیده نیست که حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (قدس سره)تاثیرات فراوان و بنیادی را در سراسر شرق و غرب داشت. و تحولی بزرگ ایجاد کرد. امام تمامی حرکاتش و برنامه هایش بر اساس مکتب قرآن، اسلام و ارزشها بود با ایمان راسخ و اهداف والا و مقدس وقاطعیت کامل و ایمان به مردم و ملت بعنوان رهبری آگاه و خبره وبصیر و حکیم دعوت به قیام لله و فی الله نمود و مقابله با ظلم و ستم پرداخت وبرای مبارزه با نظام استبدادی و سراسر خشونت سلطنتی به پاخواست.امام خمینی (ره) مرجعی بود الهی با معرفت کامل به مبانی دینی واسلامی، پیامبرگونه به رهبری امت پرداخت. و انقلاب و نهضت او چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.
امروز باید برای شناخت امام و معرفت به او و ابعاد مختلف برای نسل دوم و سوم انقلاب از زبان یاران واقعی آن حضرت بویژه کسانیکه همواره ملتزم رکاب و همراه و یار امام و خط فکر آن مرحوم بودند امام را تعریف کرد.این حقیقت را باید دانست که از طریق صداوسیما و بخشنامه واطلاعیه نمی توان آنگونه که شان و حق امام است آن بزرگوار را درست شناساند.
ای چه بسا کسانیکه از حضرت امام(ره)ضربه و سیلی خوردند مخصوصا آنانکه در چهره تحجر و تقدس بودند و هیچگاه دل خوشی از آن مرحوم نداشتند و اغراض گوناگونی دارند و به تمام معنا بپاخواسته تا اینکه امام زدائی نمایند و چهره مقدس او را مخدوش و یاران واقعی اش بکلی مطرود و از صحنه بیرون و آنچه را که خواستند بخاطر شهرت و قدرت بر سر انقلاب و امام و فرزندان و یاران او بیاورند.
نامه دلسوزانه اخیر یادگار امام جناب حجت الاسلام و السملمین حاج سید حسن خمینی دام عزه به رئیس سازمان صدا و سیما حاکی از این مطلب است و برنامه ای که تحت عنوان « شاخص » در صدا و سیما پخش شد و شاید هم ادامه داشته باشد از این مقوله خارج نیست.آن چهره مقدس و پاک و رئوف و مهربان که حتی برای بچه های محروم آمریکای لاتین و افریقای محروم شناخته شده است و بعنوان امام و مقتدی مطرح می کنند، برخلاف انتظار بگونه ای دیگر مطرح می شود.
همانطور که یادگار امام (ره)فرموده باید برای شناخت امام از یاران نزدیک آن حضرت دعوت بعمل آید تاهم شان و نزول سخنان واقعی امام را بیان نمایند و هم ناگفته های زندگی امام را بیان کنند.
سید جلال الدین طاهری
۲۰/۱۱/۸ |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: یکشنبه 9 اسفند 1388 - 13:59 عنوان: |
|
|
میرحسین موسوی در گفت و گویی به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح و تاکید کرد که گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.
نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”.
مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”.
نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”.
متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:
*سه هفته از راهپیمایی ۲۲ بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر شما درباره این راهپیمایی چه هست؟
- مراسم ۲۲ بهمن اولین بار نیست که در کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال ۵۷ به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.
* راهپیمایی امسال با سال های قبل چه تفاوت هایی داشت؟
- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز، این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود. درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.
* فکر می کنید حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟
- آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش ۲۵ خرداد و مقایسه آن با ۲۲ بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت، جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز، برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.
*گفته می شود تطمیع و تهدید در این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی شرکت کردند.
- اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.
*آیا بین شما و آقایان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟
- ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چهرچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.
* تحرکات خیابانی همواره با خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی ۲۲ بهمن در میدان صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟
- این سؤالی است که خیلی مطرح می شود. در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چهارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.
ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسیم شوند.
ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام مات، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.
در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.
* نقش حاکمیت و نظام و یا جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟
- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.
ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.
به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند.
این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم.
* در اطلاعیه شماره ۱۷ راه حل هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟
- یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقیین دارم که این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند باشیم.
ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند.
به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.
*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟
جنبش سبز حرکتی است که از بطن گروه های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با این گروه ها هم رشد کرده است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتید این دانشگاه در کنار بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است. بنده ارتباط وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟
* در مورد روحانیون چطور؟
- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد.
به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند.
*پیشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چیست؟
- مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.
*و نکته آخر؟
- بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود. |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: دوشنبه 10 اسفند 1388 - 10:30 عنوان: |
|
|
مهدی کروبی : پیش بینی نمی کردم حکومت و دولت تا این میزان در رای مردم مهندسی عمل نمایند
مهدی کروبی در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی Corriere della Sera به سوالات خبرنگار این روزنامه پاسخ داد.
- چند ساله بودید که به مبارزه علیه رژیم شاه پرداختید؟ چرا چنین کردید؟
مبارزات من از سال ۱۳۴۱ شروع شد. ۲۴ یا ۲۵ ساله بودم و من به امام خمینی علاقه داشتم. از طرف دیگر پدرم انسانی مبارز بود. ایشان در جبهه ملی و در جنبش ملی نمودن صنعت نفت در ایران نیز حضوری فعال داشتند.
- در جایی خواندم که شما به عنوان یکی از رهروان امام خمینی بسیار مجذوب او بودید. آیا ایشان همچنان یک مدل رفتاری و عملی برای شما هستند؟
کاملاً درست است. من به امام علاقه داشته و دارم و ایشان را الگوی خود میدانم. ایشان دارای تقوا، بصیرت و دوراندیشی بودند.این علاقه من پس از رحلت ایشان حتی افزایش یافت و این به دلیل حوادث و رخدادهایی بود که در آنزمان روی داد. امام کشور را در بدترین شرایط(دهه اول انقلاب) رهبری نمودند.آن زمان کشور در جنگ بود و سران بزرگ و کوچک کشور ترور و شهید میشدند. لذا با توجه به شرایط آن زمان ممکن است تصمیم گیری های خاص نیز صورت گرفته باشد و گاهاً تند روی هایی صورت پذیرفته باشد. اما زمانی که من میگویم الگو، نمیخواهم بگویم الگویی بی عیب و نقص بوده است. لیکن تصمیمات و رفتارها را باید در همان زمان خودش مورد بررسی قرار داد و با آن شرایط که در آن هست باید سنجید.
- بدترین کاری که به نام انقلاب انجام شده است چیست؟
جمهوری اسلامی متشکل از جمهوریت و اسلامیت است. بدترین اتفاق آسیبی بود که به هردوی این اصول وارد شد. این کشور با نام جمهوری اسلامی نامیده میشود. من نمیخواهم بگویم هم اکنون چیزی از این جمهوری اسلامی باقی نمانده، ولی آسیب بسیار جدی به آن وارد شده است.
اسلام آسیب دیده و جمهوریت که همان “میزان رای ملت است” نیز آسیب دیده است.امام میگفت تصمیم نهایی با مردم است و همیشه تکیه به رای مردم میکرد و در بدترین شرایط هم نگذاشت برای انتخابات ابهام رخ دهد. ما وعده هایی به مردم دادیم که آن وعده ها آسیب دیده است.
بحث ما براندازی نظام نیست بلکه اصلاح است. هنوز به جمهوری اسلامی معتقدم ولی نه به جمهوری اسلامی اینچنینی! جمهوری اسلامی که به مردم وعده داده بودیم. جمهوری اسلامی که ۹۸% رای مردم را همراه خود داشت.جمهوری اسلامی که انتخابات آزاد داشته باشد و نه انتخابات مهندسی شده. از طرفی به اسلام مترقی،اسلام رافت،اسلام محبت معتقدم و نه اسلام خشونت و اسلام خرافی!
- نخست وزیر ایتالیا با اعمال تحریم علیه ایران موافقت کرده است. نظر شما در رابطه با اعمال تحریم علیه ایران چیست؟
روابط مجالس ایران و ایتالیا در زمان ریاست بنده بسیار خوب بود. حضور من در ایتالیا در آن زمان و سفر ۲ رئیس مجلس ایتالیا به ایران نشان از روابط خوب سیاسی میان دو کشور بود. حتی نامه روسای مجالس ایتالیا به سران حکومت ایران در خصوص پیامدهای بازداشت من، گویای آن روابط است که این جای تقدیر و تشکر از روسا و نمایندگان مجلس ایتالیا را دارد.
اما من در رابطه با تحریم کاملاً مخالفم. زیرا تحریم ایجاد فشار بر مردم است . این فشارها به به فشارهای اقتصادی و … که بر اثر سیاست های غلط دولت بر مردم وارد میشود، می افزاید. بی تردید سخنان ناسنجیده و مواضع غلطی که دولت در سیاست داخلی و خارجی خود داشته برای مردم پیامدهای سنگینی به همراه داشته است.
- آیا هنوز باور دارید که باید از مردم در اداره دولت استفاده نمود؟آیا به حضور بخش خصوصی در اداره بخش هایی از دولت اعتقاد دارید؟
من معتقدم تا آنجا که میتوانیم باید بخش خصوصی را فعال کنیم ولی باید موارد و ظرفیت هایش بررسی شود.
- پیش از انتخابات تصور میکردید این اتفاقات روی دهد؟(چه از جانب حکومت و چه از جانب مردم)
من پیش بینی نمی کردم حکومت و دولت این کار را انجام دهند و تا این میزان در رای مردم مهندسی عمل نمایند. از طرف دیگر حکومت بعد از انتخابات اقدام به سر سختی و عدم مدارابا مردم نمود که این باعث چنین مسائلی شد. در روز اول مردم میگفتند رای من کو؟ این مردم همان مردم هستند. اما حالا چه بر سرشان آمده که چنین شعارهایی میدهند؟ مردم به دنبال انتخابات سالم و بازگشت رای شان هستند.
- تحت چه شرایطی شما آماده مصالحه با احمدی نژاد و دولت وی هستید؟
من خودم را رهبر جنبش مردمی سبز نمیدانم. من خودم را عضوی از این جنبش و حرکت اصلاحی میدانم. حرکت من بازگشت به خواست مردم و آرمان های آنان است که آن حاکمیت خود مردم است. من با احمدی نژاد نه دعوای شخصی دارم و نه صلح و سازش! ما دولت آقای احمدی نژاد را دولت مستقر میدانیم که باید پاسخگو باشد ولی دولت را شرعی و قانونی نمیدانیم. از طرفی دیگر من کسی نیستم که بخواهم با کسی مصالحه کنم. مردم باید تشخیص دهند که با دولت مصالحه کنند یا نه! مردم به این دولت اشکال دارند و مردم اند که مدیریت را قبول ندارند.مردم قبول ندارند این شیوه ای را که احمدی نژاد در برخورد با دنیا در پیش گرفته است و ما هم جزئی از همان مردم هستیم.
- آیا فکر میکنید جمهوری اسلامی بتواند با آمریکا رابطه برقرار کند؟
بارها گفتیم فقط با اسرائیل آن هم به دلیل آواره نمودن عده انسان از وطن و سرزمین شان، ارتباط برقرار نمیکنیم. رابطه عادلانه و با احترام متقابل ضمن در نظر گرفتن حقوق دو طرف مطلوبست.لیکن این دولت دچار یک وضع خاص است که نمیتواند با آمریکا رابطه برقرار کند. دولت ایران از یک طرف به دولت آمریکا نامه مینویسد و از طرفی دیگر حرفهای تند و تیز بر ضد دولت آمریکا می گوید. متضاد عمل کردن در روابط بین الملل پاسخ نمیدهد.
- شما یکروز قبل از راهپیمایی زمان و مکان حضور خود را اعلام کردید. آیا نترسیدید که به شما آسیب برسانند؟
خیر! چرا باید بترسیم؟از چه چیز و چه کسی باید هراس داشته باشیم؟ این حق ما بود.۲۲بهمن مسئله پیروزی ما در سال ۵۷ بود. اگر روز قدس روز مردم فلسطین بود، روز ۲۲بهمن روز پیروزی خود ما بود و باید میآمدیم.
- روز راهپیمایی ۲۲بهمن برخورد نیروهای حکومتی با مردم و معترضین خشن بود. دلیل چه بود؟
در اینکه خشن بود شکی نیست.در اینکه این برخورد با مردم بی سابقه بود کاملاً صحیح است.اینبار حاکمیت نمیخواست جمعیتی شکل بگیرد. حاکمیت از تمام ظرفیت های خود در این جهت استفاده نمود. از ارگان های مختلف نیرو آورد و دوستان و نزدیکان ما را دستگیر و برخی را نیز مورد تهدید قرار داد. و این گونه نیست که چون آنها اینهمه تدارک دیدند و لشکرکشی کردند ما نرویم. میدانستم اینگونه میشود و آمدم.آینده هم اگر راهپیمایی باشد خواهم رفت حتی اگر بدتر از این برای من پیش آید. آنان در رسانه ها گفتند مردم سران فتنه را راه ندادند! سوال من از این رسانه های وابسته به حکومت و دولت این است که آیا مردم عادی گاز اشک آور دارند؟ آیا مردم عادی باتوم و قمه دارند؟ آقایان بدانند که این روزها میگذرد ولی آثارش خواهد ماند.
- وضعیت فرزندتان “علی” چگونست؟
من دوست ندارم در مورد فرزندم چیزی بگویم؛ ولی همانگونه که در یکی از بیانیه های قبلی گفتم، خود و خانواده ام آماده پرداخت هرگونه هزینه ای هستیم. لیکن چون سوال فرمودید وضعیت جسمی فرزندم علی رو به بهبود است. شرایطش در روزهای اول بسیار بد بود. نگران وضعیت جسمی و روحی اش هستیم. البته بلاها و صدمات وارده به علی یک نمونه کوچک از آسیب ها و حوادثی است که بر دیگر فرزندان این ملت نیز گذشته است و این هزینه است که نظام متاسفانه در حال پرداخت آن است. |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: سهشنبه 11 اسفند 1388 - 09:16 عنوان: |
|
|
اعتماد" و "ایران دخت" هم دیگر روی دکه نمیآیند
عكس دسته جمعی اعض روزنامه اعتماد بعد از توقیف همراه با نشان V
آیا می توان کسانی را که با مشاهده ی برخوردهای حذفی با مطبوعات، اظهار می دارند که ” سخنان آقای احمدی نژاد در باره آزادی بیان در ایران ، حرفی بیش نیست ” ، غیر منصف دانست و آنان را به “سیاه نمایی” متصف کرد ؟
کلمه: امروز نیز دو اتفاق نگران کننده رسانهای رخ داد ؛ اولی لغو امتیاز هفتهنامه ایران دخت بود و دیگری توقیف روزنامه اعتماد. این دو اتفاق در حالی رقم خورد که آقای محمود احمدی نژاد ۱۳ روز پیش در کنفرانس خبری خود گفت: «آزادی مطبوعات در ایران در حد بسیار بالایی است.»
هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه دهم اسفندماه خود پروانه هفتهنامه سراسری “ایراندخت” و نشریه استانی “سینا” را لغو کرد و به توقیف روزنامه “اعتماد” رای داد.
آقای احمدی نژاد در بخشی از کنفرانس خبری بهمن ماه خود اظهار داشته بود: «معاون مطبوعاتی نه اجازه دارد روزنامهای را لغو امتیاز کند و نه اجازه اعطای امتیاز دارد. بنابراین اگر توقیفی صورت بگیرد نیز از سوی هیات نظارت است و نه معاونت مطبوعاتی و چنان چه لغو امتیاز مطرح باشد، باید پرونده در دادگاه مطرح و توسط قاضی بررسی شود.»
این در حالی است که براساس گزارش خبرگزاری “فارس” ، ایراندخت به مدیر مسئولی محمد حسین کروبی از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات لغو مجوز شده است.
به نظر می رسد این اظهارات رییس دولت در تناقض کامل با رویکرد معاونت مطبوعاتی و هیئت نظارت است . طبیعی است که چنین برخوردهای اعدامی ، در ادامه همان روند قبلی برخورد خشن با مطبوعات منتقد ، ارزیابی شود.
انتقاد احمدی نژاد از توقیف موج اندیشه و همت
امروز در شرایطی اعتماد و ایراندخت از حضور بر روی دکهها منع شدند که چندی پیش، پس از آن که قوه قضائیه انتشار دو نشریه هتاک موج نو و همت را متوقف کرد، رییس دولت حاضر نسبت به این مسئله واکنش نشان داد و گفت: «این قبیل برخوردها را قبول نداریم و معتقدیم این رفتارها نشان دهنده روحیه دیکتاتوری است و همگان بدانند که این کشور دیکتاتوری بردار نیست و مسائلی که ۳۰ سال قبل بود، تمام شده است.»
وی ادامه داد: «بنده این بگیر و ببندها را قبول ندارم، زیرا برخلاف صریح قانون است و با صرف یک انتقاد از یک فرد درست نیست که با افراد برخورد شود.»
انتقاد احمد توکلی از رویکرد حذفی دولت
رویکرد خاص دولت به مسئله مطبوعات چندی پیش مورد اعتراض احمد توکلی نماینده اصولگرا مجلس نیز قرار گرفت. وی در اواسط بهمن ماه طی نامهای به رییس دولت به وضعیت کنونی مطبوعات اعتراض کرد.
توکلی در آن نامه نوشت: «طی ماه گذشته هیات نظارت بر مطبوعات که به ریاست و مسئولیت وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل میشود در دو نوبت، به ۲۱ روزنامه و یک هفته نامه تذکر داده و آنها را تهدید به برخورد کرده است که در اکثریت قریب به اتفاق موارد استنادات بسیار سست و به طرز باورنکردنی ناچسب است.»
توکلی در ادامه نامه خود به رویکرد نامناسب معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد اشاره کرد و نوشت: «تعجبی ندارد که چنین برخوردهایی صورت میگیرد، وقتی که معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، حوزه نقد و نظارت رسانهها را چنین تنگ تعریف میکند: « وظیفه نقد، نظارتی رسانهها و مخالفان، باید نقد و مخالفت با سیاستهای استکباری و کشورهای غربیباشد.»
وی ادامه داد: «بهزعم این معاون وزیر، تنها نقد و مخالفت با سیاستهای بیگانگان وظیفه رسانههاست و لابد حق ندارند به دولتی که با سیاستهایش مخالفند از گل نازکتر بگویند.»
این نماینده اصولگرای تهران با یادآوری اصل نهم قانون اساسی تصریح کرد: وظیفه دولت در عرصههای رسانهای و سیاسی تقویت آزادی و منع از محدودیتهای غیرقانونی یا سختگیریهای تنگنظرانه است. در این مسیر، به نظر بنده، رهبری، مجلس و مردم از شما حمایت خواهند کرد.
علل چنین ناشکیبایی ها و برخوردهای کینه توزانه و بی رحمانه با مطبوعات طرفدار نظام، اما منتقد، چیست؟
آیا معاونت مطبوعاتی ارشاد برای نظرات و دستورهای آقای احمدی نژاد، عملا ارزشی قائل است؟
آیا می توان کسانی را که با مشاهده ی برخوردهای حذفی با مطبوعات، اظهار می دارند که ” سخنان آقای احمدی نژاد در باره آزادی بیان در ایران ، حرفی بیش نیست ” ، غیر منصف دانست و آنان را به “سیاه نمایی” متصف کرد ؟
منبع: فرارو |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: چهارشنبه 12 اسفند 1388 - 09:11 عنوان: |
|
|
مقاله زیبای دکتر مهاجرانی در باب توقیف اعتماد و ایراندخت
توقیف اعتماد و ایران دخت
سید عطاء الله مهاجرانی
پیداست حاکمیت تصمیم گرفته است صدایی را که نمی پسندد، خاموش کند. رادیو و تلویزیون که منحصرا در اختیار حاکمیت است، با خاموش شدن" اعتماد" و "ایراندخت" که با احتیاط و دوراندیشی هم عمل می کردند که مبادا خاطر نازکی برنجد، دیگر از رسانه های اصلاح طلبان و یا متمایل به جنبش سبز چندان نام و نشانی نمانده است. در صدر نامه ای که دبیر هیات نظارت برای معاون دادستان انقلاب تهران نوشته و در خواست توقیف اعتماد را مطرح کرده است، جمله ای از امام علی علیه السلام نقل شده است:
" پیش از تصمیم مشورت کن و قبل از اقدام بیندیش"
با خودم می اندیشیدم و می گفتم، هیات نظارت بر مظبوعات پیش از این تصمیم توقیف مشورت کرده است؟ و پیش از اقدام اندیشیده است؟ مدتی پیش آقای احمدی نژاد رییس جمهور تقلبی و تحمیلی ایران، در مراسم معارفه نمی دانم چندمین مدیر عامل خبرگزاری در دولت ایشان، از روحیه دیکتاتوری در دستگاه قضایی انتقاد کرد و در برابر توقیف نشریه " همت" موضع گرفت. از آغاز دولت دهم ایشان تا به حال نشریات متعددی توقیف شده اند. بیشترین توقیف ها هم از سوی هیات نظارت بوده است.
آیا دولت مهرورزی در باره این تصمیم اندیشیده و مشورت کرده است؟
واقعیت این است که دولت می تواند نشریه ای را توقیف کند، اما جلو ارتباطات و اطلاع رسانی را نمی تواند بگیرد. در روزگاری که ریشه های انقلاب اسلامی گسترده می شد، مهمترین وسیله اطلاع رسانی نوار کاست بود. از این رو انقلاب اسلامی را انقلاب کاست خوانده اند.
امروزه تیراژ نشریات اینترنتی بسی فراتر از نشریات معمولی است که در تهران منتشر می شوند. علاوه بر آن مقالات نشریات اینترنتی به سرعت در شبکه های اطلاع رسانی، توسط ایمیل و سایت های خبری در تیراژ شگفت انگیزی تکثیر می شود...
به عبارت دیگر آقایان اگر گمان می کنند با این توقیف و تهدید ها جلو انتشار خبر و اطلاعات را می گیرد، دچار سوء تفاهم جدی هستند. امروز مردم ایران، جوانان و دانشجویان به توصیه مهندس موسوی هر فردی خود یک رسانه است. رسانه ای که آرام آرام در یکدیگر می پیوندند و روزی نه چندان دور دست نمایش عظیمی از وحدت و حضور یک ملت بزرگ را می نمایانند. صدای آزادیخواهی را نمی توان خاموش کرد. به تعبیر درخشان نصرت رحمانی:
نوك پرنده را نبند
با بالهایش
آواز خواهد خواند
بال پرنده را نبند
با آوازش خواهد پرید
تا اوج كهكشان
لبان شاعر را . . . |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: چهارشنبه 12 اسفند 1388 - 09:14 عنوان: |
|
|
لاریجانی ها؛ برادرانی از جنس فرصت و قدرت
نام برادران لاریجانی- یعنی پنج برادری که به واسطۀ موقعیت شناسیِ، به جایگاههای قدرت و پست های حساسی در جمهوری اسلامی دست یافته اند- شاید جزء اولین نامها در تبارشناسی خانواده های قدرت و سیاست در ابران سی سال اخیر باشد. پنج برادر اصولگرا که به واسطۀ فرصت، جنس مرغوب در بازارقدرت را به خوبی شناخته و از آن خود کرده اند؛ اما معروفترین آنهامعتقد است "فرزندان حوزه و مرجعیت هستند که بر حسب اتفاق وارد کار اجرایی شده و گمراه شدهاند."
در غالب انقلاب ها، بعد از طی چندین دوره خانواده هایی قدافراشته در قامت یک حزب وهمچنین یک گام فراتر، نهادهایی روبروی جنبش اصلاحات قرار می گیرند که وظیفه دارند محافظه کاران را از خطر جنبش اصلاحات و اصلاح طلبان نجات داده و چهار اصل مقدس آیین محافظه کاری (حکومت خویشاوندی- نگاه سنتی به دین رسمی- تقدیس مالکیت و نظم استبدادی) را پاسداری و تثبیت کنند. شاید حضور برادران لاریجانی در ارکان قدرت ایران، با این سخنان مارکس در هجدهم برومر بی ارتباط نباشد.
اعضای خانوادۀ لاریجانی (علی، صادق، محمدجواد، باقر و فاضل)، غالبا درتصدی پستهای حساس در جمهوری اسلامی، نه راهِ «انتخاب» بلکه طریق «انتصاب» و نزدیکی به راس هرم و نهادهای فراقانونی را به آرامی پیموده اند؛ چرا که هم اکنون محمد جواد بزرگترین برادر(مرد دیپلماسی نظام) معاونت دستگاه قضائی، صادق ریاست قوه قضائیه، علی ریاست قوۀ مقننه، باقر ریاست بزرگترین دانشگاه پزشکی کشور(دانشگاه تهران) و پنجمین برادر یعنی فاضل که دیپلماتی آرام در کانادا بود، عضویت شوراهای استراتژیک مراکز علمی را دارا می باشند.
تبارشناسی برادران قدرت – ریشه در مازندران، متولد عراق، ساکن قم، قدرت در تهران
علی لاریجانی (سومین پسر این خاندان) در جائی ادعا کرده بود که "ما فرزندان حوزه و مرجعیت هستیم که بر حسب اتفاق وارد کار اجرایی شده و گمراه شدهایم."
اصلیت لاریجانیها به روستای «پردمه» از توابع لاریجان در۷۰ کیلومتری آمل (مازندران) برمیگردد و پدرشان - مرحوم آیتالله العظمی میرزاهاشم آملی- نیز از روحانیون سرشناس حوزه و از شاگردان میرزای نائینی بود و روحانیونی چون ناصر مکارم شیرازی، عبدالله جوادیآملی، حسن حسنزادهآملی، محمدیگیلانی، مرتضی مفتح، مصطفی محققداماد و محمد یزدی را نیز به شاگردی پذیرفته و تربیت کرده بود.
خانوادۀ «آملی» بعدها نام خود را به «اردشیر لاریجانی» تغییر دادند.
لاریجانی ها بعد از سی سال که به ایران بازگشتند، این بار شهر قم را محل سکونت قرار دادند که زندگی در همین دو شهر سبب گردید تا پنج برادر مذکور در کنار تحصیلات دانشگاهی، به تحصیلات حوزوی نیز بپردازند. (البته باقر و فاضل فقط مقطع مقدماتی حوزه را گذراندند.)
اگر در جائی گفته بودند لاریجانیها همچون خمینیها، داماد خانوادههای مشهور روحانی شده اند، به بیراهه نرفته بودند؛ چرا که بعد از پدر خانواده که با دختر آیتالله اشرفی ازدواج کرد، علی با دختر استاد مرتضی مطهری، صادق با دختر آیتالله العظمی وحید خراسانی و باقر نیز با دختر آیتالله حسنزاده آملی وصلت نمود. تنها دختر خانواده نیز با شاگرد پدر خود(مصطفی محقق داماد)ازدواج کردکه وی نیز سالها عضوشورای عالی قضایی و رییس سازمان بازرسی کل کشور بود.
احمد توکلی، پسرخالۀ برادران لاریجانی نیز، از اصولگرایان حرفه ای مطرح می باشد.
مروری بر زندگی سیاسی لاریجانی ها
اولین برادر؛ استراتژیست اصولگرا و مرد پنهان دیپلماسی جمهوری اسلامی
محمدجواد اردشیر لاریجانی متولد ۱۳۳۰، بزرگترین پسر خانواده لاریجانی و شاید جنجالیترین عضو آن خانواده می باشد. وی بسیارعلاقه مند است "مرد پشت پردۀ استراتژی و سیاست" نامیده شود. محمدجواد در سنین جوانی همزمان با فارغ التحصیلی از حوزه علمیه، در رشته برق از دانشگاه صنعتی شریف مهندسی اخذ کرد و چندی نیز در برکلی کالیفرنیا درمقطع دکترا تحصیل نمود. او بعد از پیروزی انقلاب به آرامی وارد ایران شد ولی به سرعت وارد مناسبات قدرت گردید.
جواد در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی،معاون بین الملل وزارت خارجه بود و در کنار علی اکبر ولایتی، دیپلماسی جمهوری اسلامی را راهبرد می کرد. او بدلیل بروز اختلاف با ولایتی، از آن وزارتخانه بیرون رفت و مرد پشت صحنه استراتژی نام گرفت. (بعدها مشخص شد که وی ۸ماه بعد از پذیرش قطعنامه آتش بس با عراق، توسط وزارت اطلاعات از وزارت خارجه برکنار شده وعلت اختلاف وی با وزیر خارجۀ وقت نیز، مذاکرات خصوصی و بدون هماهنگیِ وی با دیپلماتهای خارجی بوده است.)
لاری گیت؛ ناکامی در آرزوی کیسینجر شدن
در جریان رقابت های انتخاباتی خرداد ۷۶ ، مجمد جواد لاریجانی که از محافظه کاران حامی ناطق نوری (رقیب محمد خاتمی) و در مجلس پنجم ریاست مرکز پژوهش های مجلس را بر عهده داشت، طی سفری به لندن وملاقاتی محرمانه با نیک براون (مدیر کل وقت وزارت خارجه انگلیس)، خود را لیبرال و مخالف گروگان گیری و اشغال سفارت آمریکا و حتی فتوای قتل سلمان رشدی معرفی کرد و خاطرنشان ساخت "پیروزی جناح راست درانتخابات می تواند منافع انگلیس و غرب را تامین نماید." لاریجانی در آن دیدار جنجالی، تصویری رادیکال و خشن از حامیان خاتمی ارائه کرد تا انگلیس به حمایت از جناح راست برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶تشویق شود.
وی هم اکنون مشاور ریاست دستگاه قضائی، دبیر ستاد حقوق بشر آن قوه و رئیس مركز تحقیقات فیزیك نظری می باشد و این روزها بیشترین وقت خود را در ضلع شرقی میدان نیاورانِ تهران (مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات) سپری می کند و همزمان در قوه قضائیه صاحب کرسی معاونت بین الملل و حقوق بشراست.
بواسطۀ همین سِمت، وی در سفر اخیر خود (بهمن ماه ۸۸) به ژنو، جهت دفاع از حیثیت حقوق بشری حکومت، طی مصاحبه ای ادعا کرد "هیچ کس به خاطر اعتراض در ایران زندانی نیست و تنها دلیلی که افراد به خاطر آن زندانی می شوند، خشونتی است که همراه با اعتراض ها بوده وباعث کشته شدن بیش از ۲۰بسیجی و ۱۳شهروندان عادی شده است."
دومین و معروف ترین برادر خانواده؛ مردی آرام برای پست های جنجالی
علی لاریجانی (متولد ۱۳۳۶)، معروف ترین فرد از این خانوادۀ قدرت محسوب می شود. وی در سن ۲۰ سالگی با دختر شهید مطهری ازدواج کرد. تحصیلات وی علاوه برحوزه، ریاضیات، كامپیوتروفلسفه است. علی از۲۴ سالگی ابتدائا وارد سپاه شد و به ترتیب به مدیرکلی برون مرزی و واحد مرکزی خبر صدا و سیما، معاونت وزارتخانههای کار و امور اجتماعی، پست تلگراف تلفن و سپاه منصوب شد ومدتی نیز جانشین ستاد فرماندهی کل سپاه بود.
در سال ۱۳۷۰(زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی)، پس از استعفای سیدمحمد خاتمیاز سمت وزارت ارشاد، علی لاریجانی وزیر ارشاد شد و تا بهمن۱۳۷۲بهعنوان وزیر در آن وزارتخانه حضور داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۳با حکم آقای خامنه ای، رئیس سازمان صدا و سیما شد.
علی لاریجانی همچنین دبیری شورایعالی امنیت ملی، مسئولیت مذاکرات مسائل هستهای ایران را بر عهده داشت و هم اکنون نمایندگی و ریاست مجلس هشتم شورای اسلامی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز از پستهای این مرد همیشه در قدرت می باشد.
سیمای لاریجانی و فساد
علی لاریجانی ده سال با حکم آقای خامنه ای، ریاست سازمان صدا و سیما را بعهده داشت که طی این مدت تغییرات عمده ای را در آن سازمان به وجود آورد. از نظر کمّی، در طی این دوران تعداد شبکههای تلویزیونی این سازمان از سه شبکه به ۷شبکه رسید واز نظرکیفی نیزسیاقی یکسویه نگر وضداصلاحات را در پیش گرفت؛که مورد انتقاداتی بیسابقه قرار گرفت.
بعد از بحث های پیرامون فساد در درون سازمان صدا و سیما و تصمیم مجلس اصلاحات (ششم) مبنی بر تحقیق و تفحص از آن ارگان، شورای نگهبان با این تفسیر که "رهبر فوق همه قواست" مانع از تحقیق و تفحص مجلس گردید. با اصرار نمایندگان، رهبر نهایتاً تحقیق و تفحص را پذیرفت و البته مجلس توانست تنها در سه موضوع «میزان ونحوه هزینه کردن درآمد آگهیها»، «خریدهای خارج از کشور» و «اهدای هدایا» تحقیق کند. (البته همین نیز با کارشکنیهای متعدد سازمان مواجه گردید و بیش از یکسال بطول انجامید؛ صداو سیما و قوه قضائیه نمایندگان را تهدید به محاکمه کرده و نهایتا پرونده تخلفات صدا و سیما در مجلس هفتم بدون پیگیری بسته شد)
لازم به ذکر است طیگزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم - که تنها از ۵حساب بانکی صدا و سیما (از مجموع ۲۰۰حساب بانکی) بررسی شد- تخلفاتی مالی به ارزش ۵۲۵۰میلیارد ریال در این سازمان افشا شد.
علی لاریجانی همان زمان تحقیق و تحفص نمایندگان اصلاحات و فسادهای میلیاردیِ افشا شده را به تمسخر گرفت و آنرا "کشکی"خواند و همان دوره بود که در برنامه ای موسوم به «چراغ»، روح الله حسینیان (خسرو خوبان) اصلاح طلبان را متهم قتلهای زنجیره ای خواند.
شورای عالی امنیت ملی
خداحافظی لاریجانی از صدا و سیما در حالی رخ داد که او در آن زمان یکی از دو نمایندۀ آقای خامنه ای در شورایعالی امنیت ملی بود؛ همان شورایی که بعدها (سال ۸۴) که لاریجانی به دبیری آن منصوب شد و مذاکرات هستهای را با دول غربی انجام داد تا تصمیم گیری وهدایت سیاست خارجی از وزارت خارجه به شورایعالی امنیت ملی منتقل شود.
علی لاریجانی پس از پایان دوران ریاستش در صدا و سیما، همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی ماند و در ۵ خرداد ۱۳۸۳با حکم علی خامنهای بهعنوان نمایندهٔ رهبر در شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. وی در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری نیز شرکت کرد که در این انتخابات شکست سختی خورد.
لاریجانی در ۲۴ مرداد ۱۳۸۴، از سوی محمود احمدی نژاد بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی انتخاب شد و مسئول ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای ایران شد. اما در مهر ۱۳۸۶ بدلیل اختلافات جدی با احمدی نژاد، برای چندمین بار استعفا داد که درخواست استعفای اواین بار پذیرفته شد و مسئولیت ۲۶ماهه اش در این پست پایان یافت.
مجلس هشتم، واکنش به حوادث بعد از انتخابات ریاست جهوری
علی لاریجانی، پس از کسب نمایندگی مردم قم در انتخابات مجلس هشتم، در چهارمین جلسه آن مجلس به عنوان رییس انتخاب شد. (در واقع اولین منصب انتخاباتی خود را به بالاترین منصب انتخاباتی - بعد از ریاست جمهوری- تبدیل کرد)
در اولین موضع گیری به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، علی لاریجانی شب انتخابات به میرحسین موسوی تبریک گفت (خبری که اصولگرایان بعدها در صدد تکذیب آن برآمدند) و پس از حمله به کوی دانشگاه و سرکوب دانشجویانکه در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، لاریجانی کمیته ویژهای برای تحقیق پیرامون این حوادث تشکیل داد.
وی حملات زیادی را نیز متوجه مهدی کروبی ، بدلیل نامه نگاری و انتقادات وی از نحوه رفتار با بازداشت شدگان نمود. علی لاریجانی، در ماههای گذشته از منتقدان مهم سیاستهای دولت احمدینژاد در زمینه لایحهبودجه، سیاست خارجی، طرح هدفمند کردن یارانههاو قانون شکنی در مصوبات بود.
او طی ماههای اخیرهم به رهبران و حامیان جنبش اصلاحات وهم به طرفداران افراطی دولت،حملات زیادی را وارد نمود.
علی لاریجانی انتقاد مقامات غربی از برخورد خشن ماموران دولتی با معترضین عزادار (عاشورای ایران) را نیز محکوم کرد و و از رهبران جنبش سبز خواست "دست از اعتراضات بردارند."
برادر سوم خانواده؛ قاضی القضات نورسیده ای که معتقد است مردم به حکومت مشروعیت نمی دهد
این برادر روحانی خانواده که سابقۀ عضویت در کادر فقهای شورای نگهبان (از سال ۸۰) و مجلس خبرگان (از سال ۷۷) را یدک می کشد، متولد ۱۳۳۹ و شهر نجف است که برعکس برادران دیگر، بعد از دیپلم ترجیح داد به حوزه علمیه برود.
صادق لاریجانی در سالهای اولیۀ بعد از انقلاب به تحصیل علوم حوزوی روی آورد و با قائل بودن به نظریه مطلقه ولایت فقیه، بعد از اینکه توسط آقای خامنه ای به عضویت شورای نگهبان منصوب شد، در یکی مباحثاتی که در سال ۱۳۸۵درباره "منشاء حقانیت و مشروعیت دولت و حکومت در ایران" صورت گرفت، اعلام کرد "کارآمدی حکومت ها به رای مردم بستگی دارد اما رای مردم به حکومت مشروعیت نمی دهد."
تنها خاطره و بحث پیرامون صادق لاریجانی در دوران حضورش در شورای نگهبان، زمانی بود که نامزدهای نمایندگی مجلس هفتم و هشتم شورای اسلامی در ساختمان شورای نگهبان به دیدار ایشان رفته تا برگه ای امضا کنند که نشان می داد "ولایت مطلقۀ" آقای خامنه ای مورد پذیرش آنها می باشد تا متقابلا توسط شورای نگهبان تعیین صلاحیت شوند.
شاید قبل از انتصاب وی به ریاست قوه قضائیه در تابستان ۸۸ توسط آقای خامنه ای، نامی از صادق مطرح نبود؛ اما با این انتصاب و اقدامات و اظهارات چکشیِ اولیۀ وی، این برادر سوم خانواده را نیز وارد بحث جدی خاندان قدرت کرد.
اولین اقدام صادق لاریجانی در بدو انتصاب به ریاست دستگاه قضائی، توقف دادگاههای تلویزیونی متهمان حوادث بعد از انتخابات و لغو حکم اعدام هفت متهم عادی بود .
معترضین بازیچه دست غرب هستند// از سانسور حمایت می کنم
این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عضو فقیه شورای نگهبان و رئیس دستگاه قضائی جمهوری اسلامی، در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، مردم معترض در خیابانها را "بازیچه دست غرب" خواند و خاطرنشان کرد "مردم به خیابانها نیامدند بلکه کسانی آنها را به خیابان آوردند. کمپین انتخاباتی موسوی توسط کسانی اداره میشد که هدف آنان گسیل مردم به خیابان بود؛ والا مگر به خاطر یک نامزد انتخاباتی که از نتیجه انتخابات راضی نبوده، میشود در مملکت جنبش ایجاد کرد؟ اگر قرار است جنبش سبز بهخاطر تظاهرات خیابانی حمایت از موسوی اتفاق بیفتد این همان پروژهای است که دشمنان نظام کلید زدهاند."
به سراغ برادر چهارم خانواده، فاضل لاریجانی می رویم که در سالهای پایانی دهه ۷۰ و آغاز دهه ۸۰، معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد و مسئولیت وابستگی فرهنگی واحدهای دانشگاه آزاد در خارج از كشور را بر عهده داشت و البته مدتی نیز رایزن فرهنگی جمهوی اسلامی در کانادا بود که پس از بازگشت به ایران، با حضور در شوراهای راهبردی مراکز علمی و همکاری با دانشگاه پیام نور، خود را کمی دور از درگیری های سیاسی نگاه داشت. شاید مهمترین تفاوت فاضل با دیگر برادران لاریجانی، آرامش گزینی وی و دورماندن از تیررس مناصب کلان سیاسی بود که البته معروف است فعالیت خود را صرفا در بخش "دیپلماسی نرم" معطوف می کند.
کوچکترین برادر خانوادۀ فرصت و قدرت
باقر لاریجانی، کوچکترین برادر خانوادۀ لاریجانی ها (متولد ۱۳۴۰)، در طول فعالیتِ خود، پستهای دانشگاهی را به سِمَتهای سیاسی ترجیح داده و در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ به معاونت علیرضا مرندی در وزارت بهداشت دولت هاشمی رسید و با انتخاب محمد خاتمی و اصلاح طلبان، مجددا به اشتغالات پژوهشی خود بازگشت. باقر با پیروزی احمدی نژاد در سال ۸۴، نامزد تصدی وزارت بهداشت در دولت نهم بود که ناگهان خود را کنار کشید. البته وی پس از دولت نهم، به عنوان معاون وزیر بهداشت به فعالیت مشغول شد و در طرحهای تحقیقاتی «سلولهای بنیادی» پژوهش آغاز کرد. باقر لاریجانی هم اکنون رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
نامه اعتراضی جمعی از اعضاء هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
از آنجا که کوچکترین لاریجانی، ریاست بزرگترین دانشگاه علوم پزشکی کشور را بر عهده دارد، هفته گذشته جمعی از اعضاء هیأت علمی آن دانشگاه، با ارسال نامه ای سرگشاده به وی، نسبت به "احضار، دستگیری، ادامه بازداشت، بازجوئی و ایجاد محدودیت و محرومیت برای تعدادی از دانشجویان پزشکی" ابراز نارضایتی کرده و متذکر شدند "نوع رفتاری که با برخی از اساتید و دانشجویان صورت گرفته و می گیرد، موجب سرخوردگی و نگرانیست...همانطور که لابد آگاهید اخیراً تعدادی از دانشجویان پزشکی که بعضاً پدرانشان اعضاء هیأت علمی همین دانشگاه هستند بازداشت شده اند و در یک مورد که در تاریخ دانشگاه بیسابقه است دانشجو را از سر کلاس درس و در حضور استاد بیرون کشیده و بازداشت کرده اند. همجنین تعدادی از اساتید احضار قضایی یا امنیتی شده و مورد بازجویی قرار گرفته اند و در یک مورد یکی از آنها را به یک سرباز سپرده اند تا با چشمان بسته جابجایش کند و بیش از سه ساعت با چشم بسته در پشت اطاق دادسرا منتظر بازپرسی نگهش داشته اند در حالیکه بیماران وی در انتظار حضور او در مطب بوده اند..."
مروری بود بر حضور برادرانی در قامت یک حکومت... مردانی برای تمام فصول یا شاید با تاریخ مصرفی معین |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: چهارشنبه 12 اسفند 1388 - 09:27 عنوان: |
|
|
فاطمه کروبی: تاسف می خورم به حال کشور و دولتمردانش
سحامنیوز: در پی حمله جمعی از نیروهای خودسر و شبهنظامی به منزل مسکونی مهدی کروبی و ایجاد مزاحمت برای همسایگان وی و خانوادهاش، فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی اقدام به انتشار نامهای سرگشاده خطاب به ملت ایران کرد. در این نامه آمده است:
بسمه تعالی
در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی ره به جایی می بریم که نه تنها دیگر آرمان و اندیشه های بنیانگذار کبیر امام خمینی(ره) به فراموشی سپرده شده است بلکه جریانی تمامیت خواه و تحجرگرا که همواره حضرت امام نیز نسبت به نفوذ آن به عرصه حاکمیت دل نگران بودند ، با استقرار در این عرصه مترصد بهره گیری از هر فرصتی برای به مسلخ بردن اصول مترقی قانون اساسی، حذف وفاداران به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و اندیشه های آن حضرت بدان جهت که با اندیشه خودشان قرابتی ندارد ، هستند و تمامیت خواهان حاکم این روزها نه تنها فعالان سیاسی معتقد به اصلاحات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی را بر نمی تابند بلکه برآنند تا با بهره گیری از توان افرادی که مفهوم ” آزادی حداقل هم ” در اندیشه شان معنایی ندارد به استقرار حاکمیت یکدست مورد خواستشان دست یابند ؛ و وااسفا که در این عرصه بر خلاف روال گذشته حتی قائل به پذیرش فضای نقد حداقلی در میدان مطبوعات هم نیستند .
۱ – اینجانب فاطمه کروبی متاسفم از اینکه این روزها باید داد از فراموشی قانون و حاکمیت تمامیت خواهی جریانی برآورم که هیچ حرکتی را تحمل نمی کنند ، وقتی همسرم به سنت همیشه برای تجدید بیعت با آرمان های امام در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور می یابد با باتوم و گاز فلفل به او حمله می کنند و در همان جا فرزندم علی را دستگیر کرده و مورد آزار،کتک و شکنجه قرار می گیرد و مورد سخیف ترین و زشت ترین فحشها و توهین ها نسبت به خود و خانواده قرار می گیرد و هیچ گروهی مسئولیت چنین برخوردی را نمی پذیرد ،جالب آنکه دادستان هم اظهار بی اطلاعی می کند در حالیکه در آخرین مرحله او را به یکی از مراکز نیروی انتظامی می برند که موبایلش تا چند روز پیش در آنجا بود.
۲-روز یکشنبه گروهی بی نام و نشان با عنوان همیشگی ستادهای خودجوش مردمی با بلندگو و فریادهای مکرر در مقابل منزل مسکونی و استیجاری مان در ساختمان ۵ طبقه ای در خیابان نیاوران که تنها در یک طبقه آن ما سکونت داریم ، تجمع کرده و با فریاد ها و پرتاب کردن اشیایی چون گوجه و تخم مرغ به سمت ساختمانی که محل رفت و آمد دیگر همسایگان ماست به ایجاد رعب و وحشت میان سایر ساکنان محله پرداختند . گروهی که چنین فریاد بر می آوردند و خواستار برخورد با مهدی کروبی بودند گویی فراموش کرده اند که آقای کروبی سالهاست که نسبت به چنین بی مهری هایی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی و چه در نظام جمهوری اسلامی عادتی دیرینه دارند و از این سخنان سخیف و بی محتوای عناصری معلوم الحال صحنه را خالی نخواهند کرد. جبهه رسانه ای تمامیت خواهان ،حقوق بگیران اجیر شده را خانواده معزز و محترم شهدا نامیدند که لازم است یاد آوری شود این خانواده ها دارای شأن و منزلت و مورد احترام همه هستند ،اگر لازم باشد فیلم و حرکات این اوباشها را منتشر خواهم کرد .
۳- اینک باید تاسف بخورم به حال کشور و دولتمردانش که حتی تحمل تنها روزنه های تنفس عرصه نقد از سوی مطبوعات را هم ندارند . دیگر جای تاسفی باقی نمی ماند برای آنکه مرگ مجله ام ” ایران دخت ” ۹ ساله ام را به نظاره بنشینم که در طول این سالها فقط دو مورد تذکر داده شده و رعایت هم نمودیم چرا که مدت هاست فریاد خاموشی ” قانون “را می شنوم . اما امروز اینکه ” ایران دخت “ را نه به جرم ناکرده مطبوعاتی اش بلکه به اتهام عدم التزام مجمع اسلامی بانوان به قانون اساسی ! به مسلخ بردند انتظار نبود . مجمع اسلامی بانوان که از ۲۰/۹/۷۷ سیاسی شده ، از تشکلهای فعالی بوده که در عرصه های مختلف اعم از سیاسی،اجتماعی و فرهنگی نقش به سزایی داشته و در بین احزاب ،امتیاز سوم یا چهارم را از وزارت کشور کسب نموده است.
۴- متاسفم که باید بگویم مجله ایران دخت با پیشنهاد فردی بسته شد که علی رغم ادعاهایش مبنی بر آنکه با فرهنگ دموکراسی آشنایی دارد هیچ اعتقادی به آزادی ندارد . مجله ایران دخت با پیشنهاد جناب محمد علی رامین بسته شد که دو روز قبل از آنکه چنین تصمیمی اعلام شود طی تماس تلفنی با اینجانب با ادبیاتی زشت و ناپسند گفتند “اگر آقای کروبی در هر کشور دیگری بود باید اعدام می شد “ به نظر می رسد جناب رامین که سخت ترین روزهای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را در اروپا سیر می کردند و این روزها به نحو عجیبی انقلابی ؛البته از نوع خود شده اند ؛نه تنها می خواهند آقای کروبی را به عنوان فردی که از سال۱۳۴۱به مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی پرداختند به پای چوبه دار در نظام جمهوری اسلامی ببرد بلکه مجله ایراندخت را در جلسه ای که متعلق به جریان فکری نزدیک به ایشان است بی هیچ بهانه ای و شاید تنها بدان دلیل که مورد اقبال و خواست عمومی قرار گرفته بود به تعطیلی می کشاند و آن را اعدام می کند .
اما اکنون من به آقای رامین و دیگر همفکرانشان می گویم که هیچ گاه نمی توانید اندیشه ای را به مسلخ ببرید و اعدام کنید ،تفکر و اندیشه همواره می ماند و این گونه رفتارهای غیر قانونی و غیر معقول محکوم به شکست است از آنجا که دستور صادره علیه ایراندخت غیر قانونی صادر گردیده ،مجمع اسلامی بانوان به شکایت قضایی از این رفتار اقدام خواهد کرد و امیدوارم دستگاه فضایی مطابق وظیفه ذاتی خود به تظلم رسیدگی کرده و اجازه ندهند قوه مجریه حقوق و آزادیهای اشخاص حقیقی و حقوقی را به همین سادگی پایمال کنند.
فاطمه کروبی
دبیر مجمع اسلامی بانوان
۱۱/۱۲/۱۳۸۸ |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: شنبه 15 اسفند 1388 - 11:48 عنوان: |
|
|
مستند جنجالی "شاخص" ؛ از آنتن تا CD
عصرایران - صدا و سیما می گوید مستند "شاخص" را در قالب لوح فشرده به بازار عرضه کرده است.
به گزارش عصرایران ، این مستند که در ایام دهه فجر بر روی آنتن رفت ، از جنجالی ترین کارهای صدا و سیما بود که به بررسی سیره رفتاری امام خمینی (ره) می پردازد.
مستند شاخص 11 قسمت دارد که هر کدام تحت یک عنوان ، به بررسی دیدگاه های امام(ره) درباره موضوعات مختلف می پردازد: " امام وقانون "، " امام و بنی صدر"، "امام و فلسطین"، "امام و مردم"، "امام و وحدت"، "امام و استقلال"، "امام و آزادی"، "امام و آمریکا"، "امام و ولایت فقیه"، "امام و توطئه و نفاق" و "امام و جمهوری اسلامی" .
در زمان پخش این برنامه 11 قسمتی ، اعتراضات فراوانی نسبت به آن صورت گرفت ؛ از جمله سیدحسن خمینی ، نوه امام(ره) از این مستند به شدت انتقاد کرد و در نامه سرگشاده ای به عزت الله ضرغامی ، رئیس سازمان صداوسیما ، با "غير صادقانه" و "تحریف آمیز بودن" دانستن "شاخص" ،آن را باعث مخدوش شدن "شخصيت جامع عارف کامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س)" دانست و نوشت: جامعه جوان امروز ما به وسيله آنچه در اين برنامه پخش ميشود، شخصيت واقعي امام را نميشناسد و تنها با شخصيت دست ساخته صداوسيما آشنا ميشود که متاسفانه فرسنگها با حقيقت امام که به فرموده رهبري انقلاب همه هويت جمهوري اسلامي است، فاصله دارد.
وی با اشاره به تلاش سیما برای مشابه سازی های تاریخی نادرست خطاب به ضرغامی افزود:جاي تاسف است که در صداوسيما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکاي به جوهره اسلامي و روح بلند مذهب شيعه اثني عشريه آفريده شد، چشم پوشيده ميشود و بدون اشاره به شرايط زماني خاص به بزرگ نمايي غلط و تحريف گونه قضاياي گذشته همت ميگماريد و به غلط درصدد مشابهسازي تاريخي هستيد.
نوه امام (ه) افزود:سیداينجانب جنابعالي را از علاقمندان امام راحل ميشناسم و به حکم وظيفه فرزندي امام نسبت به اين اشتباه فاحش صداوسيما و تصميم گيرندگان چنين موضوعاتي، اعتراض جدي دارم و معتقدم اگر حقيقتا به دنبال شناخت واقعي امام هستيد، بايد از ياران نزديک امام دعوت نماييد تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بيان نمايند و هم ناگفتههاي زندگي امام را بيان کنند.
علاوه بر سیدحسن خمینی ، تعداد دیگری از چهره های اصلاح طلب و خط امامی نیز از پخش این برنامه انتقاد کردند.
در مقابل ، بسیاری از اصولگرایان ، "شاخص" را ستودند و حسین شریعتمداری نیز در نامه ای به سیدحسن خمینی ، از وی به دلیل انتقاد از این برنامه به شدت انتقاد کرد و نوشت: "سران فتنه و سازمان هاي سيا و موساد و MI6 كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، مديريت فتنه اخير را برعهده داشته اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصباني و سراسيمه باشند، چرا كه فتنه گران با پخش نظرات صريح آن بزرگوار نمي توانند پيروي بي كم و كاست خود از آمريكا و اسرائيل و ائتلاف آشكار خويش با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و نهضت آزادي را زير پوشش تظاهر به خط امام(ره) پنهان كنند و از اينكه با وجود نظر مبارك امام(ره) نسبت به آقاي منتظري، از او به عنوان «پدر معنوي جنبش سبز» ياد كرده اند- خجالت كه چه عرض كنم!- خيانت خود را افشا شده مي بينند و...اما، جناب سيدحسن خميني چرا از پخش اين سخنان حضرت امام(ره) ابراز نگراني مي فرمايند؟! "
همچنین تعدادی از نمایندگان مجلس نیز در نامه ای از صدا و سیما به خاطر پخش این مستند قدردانی کردند و نوشتند:"بدين وسيله ما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران که در ايام پيروزي انقلاب اسلامي با برنامه هاي مناسب و پرجاذبه بارديگر انديشه و افکار امام خميني را به عنوان شاخص حق در معرض ديد ملت ايران خصوصا نسل هاي جديد قرار داده و به تبيين راهبري هاي خردمندانه، فرزانه و قاطعانه امام خميني پرداخته است، صميمانه تشکر مي کنيم."
به هر حال ، پس از حدود یک کاه از ماجراهای جنجالی شاخص ، اینک صدا و سیما ، لوح فشرده آن را به بازار ارائه کرده و در توضیح این اقدام چنین اعلام کرده است:" استقبال قشرهای مختلف مردم به ویژه جوانان از مستند شاخص ، صدا وسیما را بر آن داشت که لوح فشرده این مجموعه را در اختیار عموم مردم قرار دهد ." |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: یکشنبه 16 اسفند 1388 - 09:16 عنوان: |
|
|
بازخوانی غیبت سیاسی هاشمي،ناطق نوري و روحاني در جلسات جامعه روحانيت
برغم گذشت بیش از 8 ماه از انتخابات ریاست جمهوری ، اختلافاتی که در ایام انتخابات در بین اعضای جامعه روحانيت مبارز وجود داشت ، همچنان عامل اصلی غیبت چهره های شاخص این جریان در جلسان "جامعه" است.
اکبر هاشمي رفسنجانی ،علی اکبر ناطق نوري و حسن روحاني ماه هاست که غایبان بزرگ این تشکل روحانی - سیاسی هستند.
در همین باره يك عضو جامعه روحانيت مبارز چنین می گوید: آقايان هاشمي،ناطق نوري و روحاني از پس ار انتخابات در جلسات اين جامعه شركت نمي كنند. اين عدم حضور به علت اختلاف نظرشان با اعضاي جامعه در مورد انتخابات است.
حسين ابراهيمي همچنین به ایلنا گفته است: نظر اين افراد در مورد انتخابات رياست جمهوري با نظر ديگر اعضا متفاوت بود و از آنجاييكه در رايگيري صورت گرفته براي اعلام حمايت از نامزدهاي شركتكننده در اين انتخابات نظر آنها تامين نشد، ديگر در جلسات جامعه روحانيت مبارز شركت نميكنند.
روایت پور محمدی از نشست انتخاباتی جامعه روحانیت مبارز
مصطفی پور محمدی وزیر سابق کشور و اعضای جامعه روحانیت مبارز نیز در گفت وگو با نشریه پنجره در پاسخ به این سوال که " افرادي مانند آقاي ناطق در جلسه جامعه روحانيت ظاهرا نظرشان روي آقاي موسوي بوده؟" اظهار داشت: در جلسه جامعه روحانيت به اين عنوان كه از آقاي موسوي براي كانديداتوري حمايت شود، صحبتي نشد. يكي- دو نفر نظرشان به آقاي موسوي بود و در برخي جاها هم اعلام كرده بودند، ولي هيچ ظهور و بروزي در جلسات نبود و تنها كانديداي مطرح در جامعه روحانيت، احمدي نژاد بود و براي وي نيز رأي گيري شد و تعداد آراي آقاي احمدي نژاد، دو - سه نفر بيشتر از عدم رأي بود، اما به حد نصاب نرسيد.
چه کسانی از موسوی حمایت می کردند؟
کدام یک از اعضای جامعه روحانیت مبارز در نشست انتخاباتی این تشکل از میرحسین موسوی رقیب اصلی محمود احمدی نژاد در انتخابات اخیر ریاست جمهوری حمایت کرده بودند؟
هر چند رسماً در این باره خبری منتشر نشده اما با نگاهی به فهرست اعضای جامعه روحانیت مبارز می توان دریافت که حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت ، سید رضا اکرمی نماینده مجلس و محسن دعاگو امام جمعه شمیرانات از مهمترین منتقدان احمدی نژاد و متمایل به حمایت از رقبای وی بودند. البته اکرمی رسماً از مدیران ستادی میرحسین موسوی در دوران تبلیغات انتخاباتی بود.
در نشست انتخاباتی جامعه روحانیت مبارز چه گذشت؟
در نشست اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز برای انتخاب کاندیدای این تشکل در انتخابات ریاست جمهوری 88، در دو طیف موافق و مخالف احمدی نژاد حاضر شده بودند و بحث معرفی کاندیدای مورد حمایت جامعه را در دو قالب رأی به احمدینژاد یا معرفی چهره جدیدتر از میان اصولگرایان دنبال می کردند.
حامیان احمدینژاد با وجود پذیرش برخی نقاط ضعف در عملکرد دولت و شخص رئیس جمهور، با توجه به شرایط موجود، حمایت از احمدی نژاد را برترین موضع در انتخابات ریاست جمهوری 88 می دانستند.
مخالفان احمدی نژاد هم با بررسی فعالیت های دولت نهم و شخص رئیس جمهور و یادآوری نقاط سلبی، موضوع به میدان آمدن چهره یا چهرههای جدیدتر را مطرح کردند که در نهایت نشست جامعه روحانیت مبارز با موضوع حمایت یا عدم حمایت از احمدینژاد و دریافت 13 رای مثبت و 11 رای منفی به پایان رسید.
هر چند احمدی نژاد در این نشست ، بیش از نصف آرا را به خود اختصاص داد ، اما به علت تصریح آئیننامه شورا مبنی بر لزوم موافقت دو سوم اعضای جلسه، موضوع حمایت از احمدینژاد و اتخاذ موضع جامعه روحانیت مبارز معلق ماند.
در شرایط فعلی میتوان سه گرایش عمده که در قالب سه فراکسیون جامعه روحانیت مبارز نمایان شده است را برشمرد: طرفدارن احمدینژاد، مخالفان او و آیت الله مهدویکنی بهعنوان عامل متوازن کننده.
تهدید ناطق و هاشمی به کناره گیری از جامعه روحانیت
پیش از این نیز برخی خبرهای غیر رسمی حکایت داشت که علی اکبر ناطق نوری در آخرین جلسه جامعه روحانیت مبارز -قبل از انتخابات 88 - با انتقاد شدید از احمدی نژاد، اعلام می دارد که در انتخابات آینده از میرحسین موسوی حمایت خواهد کرد.
وی همچنین در این جلسه با اعتراض به اعلام حمایت برخی از اعضای این تشکل از احمدی نژاد به نام جامعه روحانیت و مطرح شدن پیشنهاد رای گیری مجدد برای اعلام حمایت از رئیس جمهور می گوید: چنانچه جامعه روحانیت بخواهد دوباره رای گیری نماید از این تشکل کناره گیری می کند.
این دومین تهدید یک چهره موثر به کناره گیری از جامعه روحانیت بود.
پیش از آن آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز تهدید کرده بود در صورت اصرار اعضای شورای مرکزی جامعیت در حمایت از احمدی نژاد از این تشکل جدا می شود.
اعضای فعلی جامعه روحانیت مبارز
آيت الله محمد رضا مهدوي كني (مؤسس، دبير كل، رئيس هيات اجرايي و عضو هيات داوري) - رئیس دانشگاه امام صادق
آيت الله محمد يزدي - رئیس اسبق قوه قضائیه
آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني (مؤسس) - رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری
آيت الله محمد امامي كاشاني (عضو هيات داوري ) - امام جمعه موقت تهران
آيت الله محمد علي موحدي كرماني (مؤسس) - نماینده سابق ولی فقیه در سپاه پاسداران
آيت الله عباسعلي عميد زنجاني - رئیس سابق دانشگاه تهران
آيت الله محسن مجتهد شبستري
آيت الله سيد علي اكبر غيوري
آيت الله سيد هاشم حميدي همداني
آيت الله محمد باقر محي الدين انواري
آيت الله محمد علي تسخيري - رئیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی
حجت الاسلام و المسلمين علي اكبر ناطق نوري - عضو هيات داوري - مشاور مقام معظم رهبری
حجت الاسلام و المسلمين دكتر حسن روحاني - عضو هيات داوري - نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی
حجت الاسلام و المسلمين سيد رضا تقوي - عضو هيات اجرايي - رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه
حجت الاسلام و المسلمين سيد محسن هزاوه اي
حجت الاسلام والمسلمين عبدالمقيم ناصحي - مدير اجرايي و عضو هيات اجرايي
حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد علم الهدي - امام جمعه مشهد
حجت الاسلام و المسلمين سيد رضا اكرمي - عضو هيات اجرايي - نماینده مجلس
حجت الاسلام و المسلمين دكتر غلامرضا مصباحي مقدم - رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس
حجت الاسلام و المسلمين حسين ابراهيمي - عضو هيات اجرايي
حجت الاسلام و المسلمين محمدتقي عبدوس
حجت الاسلام و المسلمين سيد مهدي طباطبايي - نماینده مجلس
حجت الاسلام و المسلمين احمد سالك
حجت الاسلام و المسلمين رضا مطلبي
حجت الاسلام و المسلمين سيد ابراهيم رئيسي - عضو هيات داوري - معاون اول رئیس قوه قضائیه
حجت الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن نواب - معاون سياسي و عضو هيات اجرايي - مشاور رئیس مجلس
حجت الاسلام و المسلمين جعفر جوادي شجوني
حجت الاسلام و المسلمين محسن كازروني
حجت الاسلام و المسلمين محسن دعاگو - معاون فرهنگي و عضو هيات اجرايي - امام جمعه شمیرانات
حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد ابوترابي فرد - عضو هيات اجرايي - نائب رئیس مجلس شورای اسلامی
حجت الاسلام و المسلمين عبدالحسين معزي
حجت الاسلام و المسلمين احمد مروي
حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پورمحمدي - رئیس سازمان بازرسی کل کشور
پیشینه جامعه روحانيت مبارز
پایگاه اطلاع رسانی جامعه روحانیت مبارز درباره پیشینه و وضعیت این تشکل آورده است: از مهم ترين تشكلهاي روحانيان فعال در امور سياسي ايران از 1356 ش تاكنون . پس از شكست قيام پانزدهم خرداد 1342، روحانيان فعال در اين عرصه ، علت شكست را نداشتن تشكيلات منسجم دانستند و به ضرورت وجود تشكل پي بردند؛ با اين همه ، در سالهاي بعد نيز نتوانستند تشكيلات منسجمي پديد آورند، هرچند با تشكيل جلسات هفتگي در منازل افراد و نيز هدايت فعاليتهاي بسياري از مساجد و تكايا، عملاً در مبارزه با حكومت پهلوي حضور فعال داشتند.
در 1356ش ، در پي توصيه هاي مؤكد امام خميني ، رهبر انقلاب اسلامي ايران، مبني بر هماهنگي نيروهاي مسلمان در مبارزه با حكومت شاه و با تشويق و حمايت آيت اللّه مرتضي مطهري، نخستين هستة جامعة روحانيت مبارز ايجاد شد.
برنامه ريزي راه پيماييها، سخنراني در مساجد، تهية شعارها، و هماهنگي و سازماندهي مبارزه بر ضد حكومت پهلوي عمدتاً برعهدة جامعة روحانيت مبارز بود. ارسال تلگرام به امام خميني و يكي دو اقدام ديگر به مثابة اعلام حضور جامعة روحانيت در مبارزات و حركتهاي سياسي بود. اساسنامة مفصّل جامعة روحانيت مبارز در 1357 ش ، هم زمان با پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، تدوين شد كه در آن برخي اهداف جامعة روحانيت بدين شرح معرفي گرديد: پاسداري مكتبي از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن ، نظارت بر امور كشور به منظور استقرار حق و عدالت ، برقراري روابط منظم با مراكز خبري و تبليغي داخل و خارج ، ايجاد مراكز تحقيقاتي ديني و فرهنگي ، برخورد متعهدانه و فعال با رويدادهاي مهم داخلي و خارجي ، و تقويت كلية سازمانها و نهادهاي خدمتگزار جمهوري اسلامي . جامعه براي تحقق بخشيدن به اهداف مذكور تأسيس اين دواير هشت گانه را پيش بيني كرد: دايرة فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي ، دايرة فرهنگي ديني ، دايرة تربيتي و آموزشي ، دايرة تبليغات اسلامي ، دايرة مساجد، دايرة خدمات ، دايرة تحقيقات علمي و دايرة مدارس علوم ديني . برطبق اين اساسنامه ، قلمرو فعاليت جامعه كل كشور بود. پس از تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، بسياري از بندهاي اين اساسنامه ، چون در حوزة وظايف نهادها و سازمانهاي دولتي بود، منتفي گرديد.
در آذر 1358، به توصية امام خميني حوزة عملكرد اساسنامة جامعه محدود گرديد و جامعه موظف شد ضمن تجديد نظر در تشكيلات خود، اعضاي شوراي مركزي را انتخاب نمايد، لذا اساسنامة جديدي تنظيم شد كه بسياري از بندهاي اساسنامة پيشين در آن حذف گرديد و نام جامعة روحانيت مبارز به جامعة روحانيت مبارز تهران تغيير يافت كه حاكي از محدود شدن قلمرو فعاليت آن بود.
آخرين تغيير در اساسنامة جامعه ، در 29 مرداد 1375 روي داد كه عنوان رسمي آن ، جامعة روحانيت مبارز استان تهران گرديد. مركز جامعة روحانيت ابتدا در شميران بود، بعد به سرعت در هر منطقة تهران يك نماينده در بخش مركزي يافت. امروزه اين تشكل با هشت دفتر در هشت منطقة شهر تهران فعاليت مي كند.
جامعه به عنوان تشكلي مذهبي ، سياسي و اجتماعي پس از پيروزي انقلاب اسلامي حضوري مؤثر و تعيين كننده در مجالس قانونگذاري ، مجامع و شوراهاي مشورتي ، قضايي ، سياستگذاري و اجرايي كشور، به ويژه از 1368 تا 1376 ش ، داشته است. با تشكيل حزب جمهوري اسلامي در فروردين 1358 ــ كه پنج تن از اعضاي شوراي مركزي جامعة روحانيت مبارز، در رأس آن قرار داشتند ــ به تدريج ميان حزب جمهوري و جامعة روحانيت اختلافاتي بروز كرد كه اوج آن در انتخابات نخستين دورة رياست جمهوري بر سر معرفي نامزدهاي رياست جمهوري بود.
در 1366 ش ، به سبب اختلاف نظر بر سر نامزدهاي انتخاباتي و چند مورد ديگر، تعدادي از اعضا ــ كه با مواضع اكثر اعضاي جامعه مخالف بودند ــ از شوراي مركزي جامعه جدا شدند و به همراه عده اي ديگر از روحانيان ، مجمع روحانيون مبارز تهران را تشكيل دادند.
پس از اين رخداد، در تعاريف سياسي ، جامعة روحانيت مبارز استان تهران را راست اسلامي و سپس راست سنّتي خواندند. پس از تغيير نام جريانهاي راست و چپ اسلامي به اصول گرا و اصلاح طلب ، جامعة روحانيت جزء تشكلهاي اصول گرا به شمار مي آيد.
دومين رخداد در جامعه بر سر نحوة ادارة كشور، در زمان رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني ، عضو بلند پاية جامعة روحانيت مبارز، روي داد. در 1374 ش ، به سبب پديد آمدن اختلاف نظر جدّي ميان بيشتر هواداران و مسئولان جامعة روحانيت مبارز به رهبري ناطق نوري (رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي )، با اعضاي هيئت دولت بر سر عدالت اجتماعي ، استقرار ارزشهاي ديني و برخي مسائل اقتصادي و فرهنگي ، هاشمي رفسنجاني از جامعة روحانيت مبارز فاصله گرفت اما با موضع گيري بعديِ او مبني بر عضويت در جامعة روحانيت مبارز، زمينه هاي تضعيف جامعه منتفي شد. قرار ندادن اسامي پنج نفر از نامزدهاي انتخاباتي براي مجلس پنجم ــ كه هاشمي رفسنجاني به شوراي مركزي جامعة روحانيت مبارز پيشنهاد كرده اما شورا آن را رد كرده بود ــ به شكاف بيشتر انجاميد.
به طور كلي جامعة روحانيت از لحاظ سياسي ، ولايت فقيه را محور نظام و ستون انقلاب و آن را امري تشخيصي ، نه انتخابي ، مي داند كه مشروعيت خود را از مردم نمي گيرد، بدين معنا كه مردم در انتخاب وليّفقيه نقشي ندارند اما با انتخاب خبرگان و متخصصان ديني ، به آنان مأموريت مي دهند تا وليّفقيه را كشف كنند. از سوي ديگر، اين تشكل مشاركت سياسي مردم را در حكومت از جنبة تكليف نگاه مي كند و شركت در انتخابات را واجب شرعي ، و مهم ترين وظيفة شرعي هر مسلمان را تلاش در جهت استقرار و سپس حفظ حكومت اسلامي مي داند.
از لحاظ اقتصادي جامعة روحانيت طرفدار اقتصاد بازار آزاد و واگذاري كارها به بخش خصوصي و مردم است و همواره از دولتي شدن اقتصاد انتقاد كرده است . همچنين به بخش خصوصي ، مشاركت مردم ، و كاهش نقش دولت در امور اقتصادي توجه ويژه اي دارد. دفاع از حق فرد براي كسب سود، با التزام به احكام فقهي ، هر چند منجر به سرمايه داري شود و نيز واقعي دانستن تفاوت سطح زندگي افراد جامعه ، به جامعة روحانيت مبارز نسبت داده شده است . در سالهاي اخير و به خصوص با شروع اصلاحات از 1376 ش ، جامعة روحانيت همواره نگراني خود را از وضع فرهنگي كشور ابراز داشته و خواستار نظارت بيشتر دولت بر محصولات فرهنگي و از جمله مطبوعات شده است . اين جامعه در امور فرهنگي ، بر حفظ ارزشهاي معنوي انقلاب تكيه دارد و در سياست خارجي ، حكومت اسرائيل را نامشروع مي داند و حامي مردم فلسطين است . همچنين معتقد به برقراري روابط خارجي بر اساس عزت و اقتدار است.
ابزارها و شيوه هاي تأثيرگذاري جامعة روحانيت مبارز بر افكار عمومي و نقش آن در تحولات سياسي كشور عبارت است از: معرفي مرجع تقليد، ادارة امور مساجد، حضور مؤثر در مجالس و مجامع و شوراهاي سياستگذاري و مشورتي و تصميم گيري ، مطبوعات ، خطبه هاي نماز جمعه ، بيانيه ها، اطلاعيه ها و خبرنامه ها. اعضاي شوراي مركزي جامعة روحانيت از آغاز جمهوري اسلامي تاكنون ، در شوراي انقلاب ، قواي سه گانة مقننه و مجريه و قضائيه ، نيروهاي مسلح ، حوزه هاي علميه ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، شوراي عالي امنيت ملي ، مراكز آموزش عالي و جايگاههاي امامت جمعه و نمايندگي وليّفقيه در استانها و شهرستانهاي كشور مناصب مهمي داشته اند، از جمله در شوراي انقلاب ، شش تن از اعضاي مؤثر جامعة روحانيت (مطهري ، هاشمي رفسنجاني ، موسوي اردبيلي ، باهنر، مهدوي كني ، خامنه اي و بهشتي ) حضور داشتند؛ رياست قوة قضائيه طي دو دورة متوالي (1371ـ 1378 ش ) برعهدة محمد يزدي (عضو شوراي مركزي جامعه ) بود؛ رياست مجلس شوراي اسلامي در دورة اول و دوم با هاشمي رفسنجاني و در دورة چهارم و پنجم با ناطق نوري بود؛ اكثر نمايندگان مجلس در اين دوره ها، از اعضا و هواداران جامعه بودند؛ مهدوي كني ، محمد يزدي و امامي كاشاني نيز مدتي از فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي بودند .
دفتر اصلي جامعة روحانيت مبارز در تهران به عنوان مؤسسة فرهنگي جامعة روحانيت مبارز به ثبت رسيده است .
يكي ديگر از چالشهاي داخلي جامعة روحانيت مبارز تهران ، موضوع جايگاه قانوني آن است . تعدادي از اعضاي آن با ثبت و رسمي شدن جامعه به عنوان گروه يا سازمان سياسي مخالف اند و جامعه را بيشتر نهادي روحاني مي دانند. در برابر، برخي ديگر موقعيت فعلي جامعة روحانيت را مغاير قانونمندي كشور مي دانند و معتقدند بايد هر چه زودتر اساسنامة جامعه از سوي شوراي مركزي جديدي تصويب شود و جامعه به ثبت قانوني برسد . چون جامعه خود را حزب يا تشكل سياسي نمي داند، نشرية رسمي ندارد و تنها ترجمان (ارگان ) آن روزنامة رسالت است كه برخي اعضاي برجستة جامعه ، آن را در 1363 ش تأسيس كردند.
خبرنامة جامعة روحانيت ماهانه منتشر مي شود و فقط براي آگاهي از اخبار داخلي و خارجي ، براي مديران ارشد كشور، اعضا و هواداران و تشكلهاي همسو ارسال مي گردد.
در سالهاي اخير جامعة روحانيت مبارز در كنار تشكلهاي همسوي خود (از جمله حزب مؤتلفة اسلامي ، جامعة اسلامي مهندسين ، انصار حزب اللّه ، جامعة اسلامي دانشگاهيان ، و انجمنهاي اسلامي اصناف بازار تهران ) نقش مهمي در تحولات سياسي ايران داشته ( رجوع كنيد بهمرتجي ، ص 14؛ شادلو، ص 20) و به عنوان فراگيرترين تشكل سياسي ، از ابتداي انقلاب تاكنون در حاكميت كشور، به طور مستقيم يا غيرمستقيم ، و در مهم ترين تصميم گيريهاي كشور دخالت داشته است |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
Ali_B
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 541
محل سکونت: كلوپ دوستان 
امتياز: 1684
|
تاریخ: یکشنبه 16 اسفند 1388 - 09:27 عنوان: |
|
|
مهدوی کنی:همچنان پاي سخنراني هاشمي مينشينيم
دبيركل جامعه روحانيت مبارز با تاكيد بر اينكه كثرت در عين وحدت كاملا امكانپذير است، معتقد است كه هنوز فرهنگ وحدت را نفهميدهايم.
آيتالله محمدرضا مهدويكني در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در پاسخ به سئوالي در مورد راههاي ايجاد وحدت در جامعه اسلامي اظهار داشت: بايد در ابتدا فرهنگ وحدت را ياد بگيريم و معناي آن را بفهميم و سپس برخوردهاي ما بر اثر اين يادگيري اصلاح ميشود؛ در حالي كه ما هنوز اين فرهنگ را نفهميدهايم و خيال مي كنيم كه همه بايد تبديل به يك مذهب و تفكر واحد شويم، در حالي كه مقصود از وحدت گفتوگو و يافتن مشتركات است.
وي با بيان اينكه پايههاي وحدت اصول كلي اسلام، قرآن، قبله و پيامبر واحد است، تصريح كرد: كثرت در عين وحدت كاملا امكانپذير است ولي به شرطي كه فرهنگ وحدت را بياموزيم و فكر نكنيم كه يا بايد دست از دينمان برداريم و يا با يكديگر بجنگيم.
دبيركل جامعه روحانيت مبارز در پاسخ به اين سئوال كه آيا تلاش براي بيرون راندن نيروهاي باسابقه نظام از صحنه با اصول وحدت سازگار است يا خير؟ گفت: قطعا سازگار نيست؛ البته در صورتي كه نيروها خودشان نخواهند از صحنه خارج شوند، زيرا بعضي طرفين رقابت نميخواهند رقابت كنند و به گونهاي رفتار ميكنند كه از صحنه خارج شوند كه در اين صورت كنار گذاشته شدن تقصير آنها است و فكر نميكنم كسي بخواهد آنها را از صحنه بيرون كند.
آيتالله مهدويكني افزود: بعضيها خودشان ميخواهند از صحنه نظام بيرون بروند زيرا اگر كسي به ديگري سيلي زد، نميتواند بعدا با او دوست شود و كسي كه ميخواهد در صحنه بماند نبايد به دوست خود سيلي بزند.
وي در پايان در پاسخ به اين سئوال كه برخي جريانات خواهان حذف چهرهاي مانند آيتالله هاشميرفسنجاني هستند، تاكيد كرد: اين جريانات مهم نيستند و ما همچنان پاي سخنراني آقاي هاشمي مينشينيم. |
|
| بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
|