احمد شاملو در سال 1304 در تهران چشم به جهان گشود.
دوره های آموزشی دبستانی و دبیرستانی او بسیار نامرتب و در شهر های گوناگون بوده زیرا پدرش افسر ارتش بود و بهمین جهت خانواده اش همواره در شهر های مختلف بوده اند.
سرانجام دوره دبیرستان رادر تهران به پایان رسانید. در سال 1323برای همیشه دست از تحصیل کشید و ضمن ادامه مبارزه سیاسی تمام مدت به نوشتن و سرودن پرداخت.
زندگی احمد شاملو درکار روزنامه نویسی واداره مجلات ادبی گدشته و تاکنون شغل دولتی نداشت.
اداره مجله هفتگی آشنا ،کتاب هفته و هفته نامه خوشه با او بود.
اشعار احمد شاملو با امضای " الف .بامداد " منتشر می شد. علاوه بر این در تصحیح متون ،ترجمه آثار ،بیان قصه و مقاله و.....آثاری را منتشر کرده است.
او بزرگ مردی است که هم با ادبیات کهن فارسی آشنایی دارد وهم با ادبیات اروپایی.
دفترهای شعر او عبارتند از:
آیدا ،درخت خنجر و خاطره
آهن ها و احساس ها
آیدا در آیینه
ابراهیم در آتش
در آستانه
باغ آیینه
مرثیه های خاک
هوای تازه
ققنوس در باران
دشنه در دیس
شکفتن در مه
متن زیر قطعه ایست از مرثیه های خاک...تقدیم شما
شعرءرهايی ست
شعر
رهاييست
نجات است و آزادی.
ترديدیست
که سرانجام
به يقين ميگرايد
و گلولهيي
که به انجام ِ کار
شليک
ميشود.
آهي به رضای خاطر است
از سر ِ آسودهگي.
و قاطعيت ِ چارپايه است
به هنگامي که سرانجام
از زير ِ پا
به کنار افتد
تا بار ِ جسم
زير ِ فشار ِ تمامي ِ حجم ِ خويش
درهم شکند،
اگر آزادی ِ جان را
اين
راه ِ آخرين است.
□
مرا پرندهيي بدين ديار هدايت نکرده بود:
من خود از اين تيره خاک
رُسته بودم
چون پونهی خودرويي
که بيدخالت ِ جاليزبان
از رطوبت ِ جوبارهيي.
اينچنين است که کسان
مرا از آنگونه مينگرند
که نان از دسترنج ِ ايشان ميخورم
و آنچه به گند ِ نفس ِ خويش آلوده ميکنم
هوای کلبهی ايشان است;
حال آنکه
چون ايشان بدين ديار فراز آمدند
آن
که چهره و دروازه بر ايشان گشود
من بودم!
---------------------------------------------
این هم سایت رسمی احمد شاملو برای کسانی که با شعرهایش زندگی می کنند
http://www.shamlou.org/