کلوپ دوستان - هر روز متفاوت تر از همیشه: تالار گفتگو

تالارها :: مشاهده موضوع - لیلا فروهر : من عجالتا پای عشق را بریده ام
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست تالارها » بحث و تبادل نظر در مورد موسیقی و هنرمندانش

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
لیلا فروهر : من عجالتا پای عشق را بریده ام
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Sadaf
مدیر تالار اخبار
مدیر تالار اخبار


عضو شده در: 1 تیر 1385
پست: 1615
uk.gif


امتياز: 3969

پست تاریخ: یکشنبه 19 اسفند 1386 - 22:36    عنوان:  لیلا فروهر : من عجالتا پای عشق را پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول





لیلا فروهر خواننده و ستاره جوان در یک مصاحبه تازه گفت بعد از 18 سالگی ،آنقدر خود را بزرگ و عاقل می بینم که در همه موارد زندگی ،شخصا تصمیم بگیرم و احتیاجی به حمایت و کمک دیگران نداشته باشم و شاید بزودی در صف سرمایه داران کم سن وسال ،ولی خوش آتیه قرار گیرم !

از لیلا پرسیدیم : می گویند انگار تو منتظر 18 سالگی بودی !چه .بلافاصله خود را از زیر فرمان پدر بیرون کشیدی ودر هر موردی خود تضمیم می گیری ؟

لیلا می گوید این اتفاقی بود که می بایست روزی بیافتد و من برای خودم مستقل شوم و در هر موردی شخصا تصمیم بگیرم .اگر قبل از 18 سالگی هم امکانش وجود داشت حتما این کار را می کردم .بهرحال اینروزها در همه زمینه ها شخصا تصمیم می گیرم . بحمدالله زندگی راحتی دارم .آدم دوراندیشی هستم .خانه خوبی خریداری نمودم که مرتب قسط هایش را می پردازم .

وسایل خانه خریده ام و اگر سرمایه ام به حد کافی رسید شاید در زمینه های مختلف سرمایه گذاری کنم و بزودی مرا در قالب یک سرمایه دار کم سن و سال و در عین حال عاقل و خوش آتیه ببینید ،تعجبی هم ندارد .

چون من نه اهل قمار ،نه اعتیاد ،نه ولخرجی هستم و نه عقده ای دارم ونه قصد تظاهر ...یک خواننده و ستاره جوان هستم که میخواهم آینده خوبی تدارک ببینم .کسی هم پشت پرده وجود ندارد که پول مرا بالا بکشد و یا مردی که به پایش پول بریزم . در حقیقت من خودم آقا و سرور خودم هستم وبا وجود سن وسال کم آنقدر تجربه اندوخته ام که کلاه سرم نرود و مفت نبازم ! در این میان پدرم هم کار خودش را می کند و بمن کاری ندارد .

از لیلا پرسیدم: که در زندگی تو هیچ مرد ،هیچ عشق و امید و آرزویی وجود ندارد ؟می گویند با امیر مجاهد «کارگردان جوان » در بعضی محافل دیده شده ای ؟

لیلا می گوید : من در زندگی خود ،عجالتا پای عشق را بریده ام .چون این روزها عشق ها رنگ و بوی مادیات دارد و بس ! آنقدر در کار سینما ،تلویزیون و موزیک سرگرم هستم که دیگر فراغتی برایم نمی ماند به عشق و مرد ایده ال و جنجال های اینچنین فکر کنم .باور کنید من این زندگی آرام را بیشتر دوست دارم .مطمئن باشید آقابالاسر ،اینروزها کلی دردسر و خرج برمیدارد !که از عهده من یکی خارج است ! در مورد امیر مجاهد هم باید بگویم او بکلی مرد مورد پسند من نیست ولی البته بعنوان همکار به او احترام می گذارم و اگر سلام و علیکی بین ما بوده حتما در یک مجلس و محفل هنری بوده است . قرارداد سینمایی هم با امیر مجاهد ندارم که مثل بعضی ها بهانه بیاوریم که : ما با هم همکاری داریم !دوستی مان فقط در سطح دو همکار خوب و صمیمی است !

* زندگی خانوادگی

زندگی خانوادگی من با مادر و خواهر و برادر کوچکم خیلی صمیمی وپر صفا می باشد و فکر می کنم آنقدر دور هم خوش و خرم هستیم که صلاح نباشد پای مردی به زندگی مان باز شود .

از لیلا پرسیدیم : اخیرا آهنگ های خارجی نیز میخوانی ؟ عده ای می گویند لیلا خواسته در این زمینه هم از گوگوش تقلید کند ؟

لیلا می گوید : من عاشق آهنگ « جولی » بودم و به همین جهت آن را خواندم و اصلا به این مسئله که قبلا گوگوش آهنگ های خارجی می خوانده توجهی نداشتم .فکر می کنم خیلی ها اینکار را کردند و می کنند و این مسئله به گوگوش ربطی ندارد .بنظرمن هر کسی بهتر بخواند موفق تر خواهد بود و باید تشویق شود همین و بس .

ز لیلا پرسیدیم : می گویند چندی پیش که در یک استودیو ، به ضبط آهنگی مشغول بودی ناگهان با رسیدن محمود قربانی به استودیو ، از ترس فرار کرده ودر اطاقی بیهوش می شوی ؟

لیلا می گوید : راستش با دیدن محمود قربانی عصبی و خشمگین شدیدا ترسیدم و بهت زده بر جای ماندم ولی محمود کاری با من نداشت ،او شنیده بود که شهره و مرتضی و من به ضبط آهنگ سه صدایی برای برنامه نوروز مشغول هستیم به سبب اختلاف با شهره به استودیو آمد و درگیری هم بین آنها بود و بمن ارتباطی نداشت ،اما منکر نمی شوم که من هم سخت ترسیدم و ساعت ها بهت زده برجای میخکوب شدم و سرانجام هم ضبط این آهنگ سه صدایی بهم خورد .

مجله جوانان / شماره 596 /اردیبهشت 1357





iranold
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
تشکرها از این تاپیک
Sadaf از این تاپیک تشکر میکنم 

نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Farsi theme project By : Mihanitc

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

Powered By Nemad.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.09 ثانیه