کلوپ دوستان - هر روز متفاوت تر از همیشه: تالار گفتگو

تالارها :: مشاهده موضوع - بيوگرافي حضرت علي (ع)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست تالارها » مذهبی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
بيوگرافي حضرت علي (ع)
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
keyvan
مدیر تالار موبایل
مدیر تالار موبایل


عضو شده در: 3 شهریور 1385
پست: 548
iran.gif


امتياز: 1805

پست تاریخ: چهار‌شنبه 3 مهر 1387 - 02:31    عنوان:  بيوگرافي حضرت علي (ع) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به درخواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد، شرح حال را فرمود، علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود، تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد.

علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه هجرت نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند، علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود، امانتهاي مردم را به صاحبانش رسانده، مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر همراه نموده و به مدينه حرکت نمود. در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و آن حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد.

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که آن حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود : هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود.

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيامبر اسلام ممتاز بود به عنوان اينکه او جوان است و مردم به واسطه خون هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شئونات عمومي به کلي قطع شد ! وي نيز در خانه ماند و به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم (ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم با آن حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند.

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رو عده اي از صحابه ايشان که پيشاپيش آنها عايشه، طلحه، زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند. آن حضرت براي خوابانيدن فتنه، جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است. به اين ترتيب در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زماني کوتاه در صبح روز نونزدهم ماه مبارك رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سجاده ي نماز به دست ابن ملجم مرادي که از خوارج بود ضربتي سهمگين خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيدند. در احادیث از پیامبر اكرم نقل شده که روزي به حضرت علی فرمود، ای علی، تو به دست شقی ترین انسانها کشته خواهی شد.



ز خطبه هاي علي دل به لرزه مي افتد
بليغ تر ز علي كيـست جز خـداي علـي

گـــل مــــدينه و فـــرزند مـكه را كشتنـد
مـــگر چه بــود عــــدل مـــــدعاي علـي

اگــر كه حال منــاجات نيمـه شـب داري
بناله لب بگشا همـره ي دعـــاي علــي



كمر بستن به قتل علي (ع) توسط ابن ملجم

عبدالرحمان ابن ملجم مرادی یکی از خوارج بود که همراه با دو تن دیگر به نام های برک بن عبدالله تمیمی و عمر بن بکیر تمیمی، در مکه با هم قرار گذاشتند تا امام علی، معاویه و عمرو عاص را بکشند و به این ترتیب جامعه مسلمانان را از فتنه خلاصی بخشند.

عبدالرحمان به کوفه آمد و با دوستان خود دیدار می کرد. یک بار به دیدار گروهی از طایفه "تیم الرباب" رفت. در آنجا زنی را به نام "قطام بنت شجنه بن عدی" را دید که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بودند. ابن ملجم وی را خواستگاری کرد. زن مهر خویش را سه هزار دینار به همراه قتل امام علی (ع) قرار داد. ابن ملجم گفت که از قضا برای همین به کوفه آمده است. وی شمشیر خویش را به زهر آلوده ساخت و در مسجد پنهان شد و در صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری، هنگامی که امام علی مشغول خواندن نماز یا نافله صبح بود، شمشیر را بر فرق آنحضرت فرود آورد و همین منجر به شهادت آن حضرت در دو روز بعد گردید.




سفارش حضرت علي (ع) در مورد ابن ملجم

مردم با ديدن اين منظره هجوم آوردند و ابن‏ملجم را گرفتند و به نزد علي(ع) بردند. علي(ع) چشمانش را گشود. با صداي ضعيف اما با يک دنيا مهرباني و لطف رو به او کرد و گفت : اي ابن ملجم، آيا به تو مهرباني نکردم؟... آيا براي تو امام بدي بودم تا مرا اين‏گونه پاداش دهي؟ ...
آنگاه رو به فرزند ماتم‏زده‏اش حسن(ع) کرد و فرمود : پسرم، با اسير خود مدارا کن و شفقت و مهرباني پيش گير... ما از اهل بيت رحمت و مغفرتيم. از آنچه خود مي‏خوري به او بخوران و از آنچه مي‏آشامي به او بنوشان. اگر من از دنيا رفتم با يک ضربه او را قصاص کن و اگر زنده ماندم خود مي‏دانم که با او چه کنم و من به عفو سزاوارترم.


به جز از علي که گـويد به پسر که قاتل من
چو اسير توست اکنون به اسير کن مــــدارا

شبي كه قاتل خود را گرسنه مي پنداشت
نخواست شيـر بنوشد ، ببين حيــاي علـي



كشتن ابن ملجم مرادي لعنت الله عليه

چون امير مؤمنان (ع) توسط ابن ملجم مضروب شد، طبق روايت‏حاكم در مستدرك، نسبت‏به او سفارش كرد و گفت : به او نيكى كنيد. اگر زنده ماندم يا مى‏بخشم يا قصاص مى‏كنم و اگر دنيا را وداع گفتم، شما خود در مجازات او شتاب كنيد كه من در پيشگاه خداى عزوجل خصم اويم.

طبرى گويد : چون على (ع) رحلت ‏يافت، حسن (ع) ابن ملجم را طلبيد. او را حاضر كردند. ابن ملجم به حسن (ع) گفت : من با خدا پيمانى نبسته‏ام جز آنكه بدان وفا كرده‏ام. من در حطيم با خدا پيمان بستم كه على و معاويه را بكشم يا خود كشته شوم. پس اگر مايل باشى مرا واگذار تا معاويه را نيز بكشم و عهد خدا بر من باد اگر او را نكشتم و زنده ماندم به نزد تو باز آيم و دستم را در دست تو بنهم. حسن (ع) به او پاسخ داد : هرگز به خدا سوگند مگر آنكه آتش را ببينى. سپس او را جلو انداخت و كشت. پس مردم جنازه او را گرفته در پوريا پيچيدند و آتش زدند.

شيخ مفيد در ارشاد گويد: ام هيثم دختر اسود نخعى درخواست كرد جنازه ابن ملجم را به او ببخشند تا وى آن را آتش بزند. پس جنازه را به او بخشيدند و او نيز آن را به آتش سوزانيد. حاكم در مستدرك به سند خود از ابو اسحاق همدانى نقل كرده است كه گفت : ديدم قاتل على ابن ابيطالب را كه در ميان نيزه‏داران به آتش سوزانده شد.

_________________
بركه بودم,دريا هستم.و اقيانوس خواهم شد...

قوانين سايت
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger [وضعيت كاربر:آفلاین]
تشکرها از این تاپیک
keyvan از این تاپیک تشکر میکنم 

نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Farsi theme project By : Mihanitc

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

Powered By Nemad.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه