یکی از همکلاسیهام به من کتابی داد و توصیه کرد اون کتاب رو بخونم.
خاطرات پس از مرگ براس کوباس اثر ماشادو د آسیس
این کار باعث شد که من با یه نویسنده خوب و فقید برزیلی آشنا بشم. کتاب جالبی بود کتابخوانهای عزیز گروه اگه تونستید این کتاب رو پیدا کنید و بخونید. در ضن ترجمه این کتاب که توسط "عبدالله کوثری" به عنوان بهترین ترجمه کتابهای داستان خارجی در ایران در سال 1385 انتخاب شده است.
نگاهی به کتاب «خاطرات پس از مرگ براس کوباس»
آن گونه که «دن کیشوت» سنگقبری طنزآمیز بر گور حماسههای قرون وسطایی بود. «ماشادو د آسیس» با «خاطرات پس از مرگ» پایان دوران رمانتیک را اعلام میکند. شاید در رمان با صحنههایی رمانتیک روبهرو باشیم اما این نماها بیش از آن که عظمت عشق و طبیعت را بازتاب کنند به تمسخر آن میپردازند.
از نظر فرم نیز نویسنده به جای این که با یک فرم پیوسته سعی کند خواننده را در حس قرار دهد. سعی میکند با فاصلهگذاریها بهجا خواننده را وارد متن خود نماید. او را در روایت شرکت دهد و يا حتی به اندیشه وادارد.
کتاب در اواخر قرن نوزدهام نوشته شده است و شگردهای ساختاری مورد استفاده نویسنده آنچنان برای خواننده قرن بیست و یکمی آشناست که این سوال را پیش میآورد آیا اصلاً میتوان نوآوری کرد؟ شاید بد نباشد مروری به فصل 119 نوزده باشیم:
انسان دلدرد دیگری را با شکیبایی بسیار تحمیل میکند.
ما زمان را میکشیم، زمان ما را به خاک میسپارد.
به خودت اعتقاد داشته باش اما همیشه اعتقاد به دیگران را رد نکن.
امتیاز بزرگ مرده بودن این است که اگر دهان نداری که بخندی، چشمی برای گریستن هم نداری.
ناراحت نشوید اگر محبتتان را با ناسپاسی جواب دادند. افتادن از رویا بهتر از افتادن از پنجره طبقه سوم است.
[img]http://www.adinebook.com/images-1/images/products/9645881420.240.jpg?[/img]