دلتنگیهايِ آدمي را باد ترانهاي میخواند
روياهايش را آسمانِ پر ستاره ناديده میگيرد
و هر دانه برفي ـ به اشكي نريخته مي ماند
سكوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حركاتِ ناكرده
اعتراف به عشقهاي نهان
و شگفتیهاي بر زبان نيامده ...
در اين سكوت ، حقيقتِ ما نهفته است
حقيقت تو و من
Lost in a dream
I saw you standing there
On the edge of a gleaming white chair
I asked you why and you started to cry
For a class you're going to fly
I thought it's strange
So I said please don't go
Stay with me we can play in the snow
Your stormy eyes told me it was goodbye
And in fact you flew off with all sighs
A dream is something we create
(Deep down inside of soul)
The world where we communicate
(Deep down will long to now)
Ohhhh Ohhhh...
Lost in a dream
I saw you disappear
In the night like a bitter sweet tear
Spinning around just a bird bearing in pain
I feel flat with the first rays of dawn
When I erowed
It was late afternoon
At the door stood a clown with a broom
You'll have to leave
He dorked me with a sneer
Can't you see that your place isn't here
A dream is something we create
(Deep down inside of soul)
The world where we communicate
(Deep down will long to now)
Ohhhh Ohhhh...
*Chorus*
Lost in a dream
I saw you standing there
On the edge of a gleaming white chair
I asked you why and you started to cry
And at last you were going to fly
I thought it's strange
So I said please don't go
Stay with me we can play in the snow
Your stormy eyes told me it was goodbye
And in fact you flew off with all sighs
خیال کردم توهم درد آشنایی
به دل گفتم توهم همرنگ مایی
خیال کردم توهم دروادی عشق
اسیر حسرت و رنج وبلایی
ندونستم تو بی مهرو وفایی
نفهمیدم گرفتار هوایی
ندونستم پس دیدار شیرین
نهفته چهره تلخ جدایی
تو که گفتی دلت عاشق ترین
دلت عاشق ترین قلب زمین
همیشه مهربونه با دل من
برای قلب تنهام همنشینه
چرا پس به تیغ بی وفایی
شده قربانیت بی خون بهایی
نفهمیدی امید نا امیدی
رها کردی دلم رفتی کجایی
زبس ازار دادی روزو شب دل
دل دیوانه ام آخر شد عاقل
دل غافل شد عاقل دست برداشت
ز امید خیالی خام و باطل
خیال کردم تو هم درد آشنایی
به دل گفتم تو هم همرنگ مایی
خیال کردم توهم در وادی عشق
اسیر حسرت و رنج وبلایی
So, so you think you can tell Heaven from Hell,
blue skies from pain.
Can you tell a green field from a cold steel rail?
A smile from a veil?
Do you think you can tell?
And did they get you to trade your heroes for ghosts?
Hot ashes for trees?
Hot air for a cool breeze?
Cold comfort for change?
And did you exchange a walk on part in the war for a lead role in a cage?
How I wish, how I wish you were here.
We're just two lost souls swimming in a fish bowl, year after year,
Running over the same old ground.
What have you found? The same old fears.
Wish you were here.
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم
از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوی تو با اشک بشويم
با حال نزارم
با حال نزارم
برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی
خوش جلوه نمايی
ای برده امان از دل عشاق کجايی
تا سجده گذارم
تا سجده گذارم
گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم
شبی با این دل شیدا
دمی بنشین چو گل زیبا
به باغ زندگانی
دراین حال و هوای خوش
که نی دارد نوای خوش
رها کن سر گرانی
تو بودی در کمین آری تو بودی
تو بودی نگارا که دلم با غمزه ایی جانا ربودی
ربودی نگارا ؛ ربودی نگارا
تو بودی در کمین آری تو بودی
من ای بی وفا , من ای بی وفا
نشستم به خاک راهت
بر جان زد شرر , بر جان زد شرر
مرا برقی از نگاهت
تو روزی نازنین دل را شکستی
گل من کجایی؟
گذشتی از منو هر جا نشستی
گل من کجایی؟
تو بودی در کمین آری تو بودی
تو بودی نگارا که دلم با غمزه ایی جانا ربودی
ربودی نگارا ؛ ربودی نگارا
تو بودی در کمین آری تو بودی
اون روزا ما دلی داشتیم
واسه بردن جونی داشتیم
واسه مردن کسی بودیم
کاری داشتیم
پاییز و بهاری داشتیم
تو سرا ما سری داشتیم
عشقی و دلبری داشتیم
کسی آمد که حرف عشق را با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
به یک دریای توفانی
دل ما رفته مهمانی
چه دور ساحلش
از دور پیدا نیست
یک عمری راه و در قدرت ما نیست
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
به امیدی که ساحل داره این دریا
به امیدی که آروم میشه تا فردا
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره
دل ما رفته مهمانی
به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
من تورا آسان نیاوردم به دست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غروری هم قد بالای بام آسمان
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی
زیر سنگینی بار غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در بدست آوردنت ،برد باری ها شده
بی قراری ها شده،شب زنده داری ها شده
در بدست آوردنت،پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگار سازگاری ها شده
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
…
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3, 4بعدی
صفحه 3 از 4
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید