آهنگ سرود آفرينش از آلبوم گل بيتا تقديم به دوستاران داريوش عزيز مخصوصاٌ دوست عزيزمون mona bahadori دانلود(غيرمستقيم)
به دنبال كدامين قصه و افسانه ميگردي
در اين بيغوله رد پايي از ياران نمييابي
چراغ شيخ شد خاموش و اين افسانه روشن شد
كه در شهر ددان ميراثي از انسان نمييابي
در دو روز عمر كوته سخت جاني كردم
با همه نامهربانان مهرباني كردم
همدلي هم آشياني هم زباني كردم
بعد از اين بر چرخ بازيگر اميدم نيست نيست
آن سرانجامي كه بخشايد نويدم نيست نيست
هديه از ايام جز موي سپيدم نيست نيست
من نه هرگز شكوهاي از روزگاران كردهام
نه شكايت از دورنگيهاي ياران كردهام
گرچه شكوه بر زبانم ميفشارد استخوانم
من كه با اين برگريزان روز و شب سركردهام
صد گل اميــــد را در سينه پرپر كردهام
دست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانم
پشت سر پلها شكسته پيش رو نقش سرابي
هوشيار افتاده مستي در خرابات خــــرابي
مهرباني كيميا شد مردمي ديريـست مرده
سرفرازي را چه داند سر به زيري سرسپرده
ميروم دلمردگيها را ز سر بيــــرون كنم
گر فلك با مــــن نسازد چرخ را وارون كنم
بر كلام ناهمــاهنگ جدايـــــي خط كشم
در سرود آفرينش نغمــــهاي موزون كنم
در دو روز عمر خود بسيار هرمان ديدهام
بس ملامتها كز اين نامردمان بشنيدهام
سر دهد در گوش جانم موي همرنگ شبانم
من كه عمر رفته بر خاكستر غم چيدهام
زين سبب گردي ز خاكستر به خود پاشيدهام
گــــر بمانم يا نمانم بنده پيـــــر زمانم
گــــر بمانم يا نمانم بنده پيـــــر زمانم
نام ترانه : تمامه من
شعر : شهیار قنبری
آهنگ ساز و تنظيم كننده:عبدی یمینی
دانلود (غيرمستقيم)
تمام نا تمام من با تو تمام می شود
شاعر بی نام نشان صاحب نام می شود
تمام نه تمام نه که جام ناتمام لبریخته ام
تمام من به نام تو
شعر دوباره می شود
بند سکوت کهنه ام
چهار پاره می شود
در این حریر خانگی
روی ترانه شسته ام
تمام خون من شبی
پر از ستاره می شود
تمام نا تمام من با تو تمام می شود
شاعر بی نام و نشان صاحب نام می شود
از تو بر این ترانه ها
نور ستاره می چکد
بر این بلند بی صدا
غزل دوباره می چکد
چکه کن ای ابرک من
مثل ستاره بر زمین
طلوع میلاد مرا
در شب بی سحر بین
تمام نا تمام من با تو تمام می شود
شاعر بی نام نشان صاحب نام می شود
salam merci az ahangaye ghashangy ke gozashty
kheily donbale dl ahange TAGHAT az albume ashofte bazar bodam vali motasefane peyda nakardam
age lotf koni linke downloadesh ro bezary mamnoon misham
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
غزل پريده رنگ است دل ترانه تنگ است
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است
هر كسي همنفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اون كه عاشقانه خنديد خندههاي من رو دزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئه ميديد
رسيدهام به ناكجا خسته از اين حال و هوا
حديث تن نيست مرا طاقت من نيست
مرا طاقت من نيست مرا طاقت من نيست
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است
هر كسي همنفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اون كه عاشقانه خنديد خندههاي من رو دزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئه ميديد
رسيدهام به ناكجا خسته از اين حال و هوا
حديث تن نيست مرا طاقت من نيست
مرا طاقت من نيست مرا طاقت من نيست
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
دل ترانه تنگ است غزل پريده رنگ است
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است
گل بارون زده ی من
گل یاس نازنینم
میشکنم پژمرده میشم
نزار اشکاتو ببینم
تا همیشه تورو داشتم
داشتنت تمام دونیاست
از توو اسم تو گفتن
بهترین همه حرفاست
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظهام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم
ای غزل باره ی دلتنگ
که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونت
شرم اولین سلامه
ای تو جاری تویه شعرم
مثل عشق و خونو حسرت
دفتر شعر من از تو
سبد خاطره هامه
ای گل شکسته ساقه گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هائی
توی یاس مبهم چشمات میبینم
که بفکر یه سفر به انتهایی
سربزیره دلشکسته نازنینم
اگه سادست واسه تو گذشتن از من
مرثیه سرکن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم
گل بارونزده ی من اگه دلتنگمو خسته
اگه کوچیدن توفان ساقه ی منم شکسته
میتونم خسته گیاتو از تن پاکت بگیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت ...
_________________ هر كس از ظن خويش شد يار من ...
این مطلب آخرین بار توسط fanosesiah در یکشنبه 24 تیر 1386 - 08:28 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
تاریخ: یکشنبه 20 مرداد 1387 - 15:17 عنوان: شهر ما !
.................................
یادمه اون قدیما شهره ما شهره عشق بود
تو دل ادماشم هم صفا هم وفا بود
بی وفا توی این شهر رانده اینو ان بود
ولی حالا مهرو وفا پر کشید از دل ما
پر ز غم شد دل ما
دیگه حالا تو شهره ما هر گلی گشته پرپر
هر دلی گشته رسوا
نمی دونم کجا رفت اون همه عشقو هستی
دیگه پیدا نمی شه نه غلط نه درستی
ولی حالا مهرووفا پر کشید از دل ما
پر ز غم شد دل ما
دیگه حالا تو شهر ما هر گلی گشته پرپر
هر دلی گشته رسوا
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3, 4
صفحه 4 از 4
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید